تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 873

مساهمون:

ص٨٧٣
وى زوال فقار به داخل بود ، علاج او جذب فقار است به مص محاجم يا به تضميد زفت .

قسم سوّم : آنكه سوء مزاج گرم مفرط به مثانه عارض شود

. و علامت او ، حرارت مزاج است . و قاروره رنگين بودن و به چيزهاى گرم ضرر يافتن . علاج : از طباشير و گلنار و گل ارمنى و خرفه و تخم كاهو اقراص سازند و بدهند . و آنچه در ذيابيطس گرم ذكر يافته و هرچه بارد قابض باشد به كار برند .

قسم چهارم : [ حادث از اورام اعضاى مجاور ]

؛ [ يعنى ] آنكه در اعضاء مجاور به مثانه چون رحم و ناف ورم عظيم پديد آيد و بدان سبب مثانه منضغط گردد يا در امعا ثفل بسيار جمع شود و مثانه را تنگ كند و از همين قبيل است كه زنان را هنگام حمل ثقل پديد آيد . علاج : به زوال سبب رجوع نمايند .

قسم پنجم : [ حادث از استعمال مدرّات ]

؛ [ يعنى ] آنكه استعمال مدرات چون شراب و خربزه و جز آن باعث سلس البول شود . علاج : ترك سبب كنند و بعده [ يعنى پس از آن ] اگر باقى باشد به چيزهاى موافقه تعديل نمايند .

قسم ششم : آنكه خلع المثانه سبب اين علت شود .

[ علاج ] آن ، به فصل مستقله ذكر يافته .