[ 1147 ]
فصل [ پنجم ] : اندر استرخاى شرج
« 1 » آن را استرخاء المقعد نيز گويند . و شرج ، نام عصبى است كه ما بين خصيه و حلقهء مقعد واقع است . و علامت استرخاى او ، برآمدن ثفل و باد است بىاراده . و اين مرض ، به حسب اسباب بر چند گونه است :
يكى ، آنكه عصبى كه بر عضله مطيّف [ است يعنى بر آن پيچيده شده ] و ممسك مقعد فرود آمده است ، منفسخ و منهتك شود به وقوع ضربه يا سقطه و بدان سبب عضلهء مذكور ايذا يابد و شرج مسترخى گردد .
دوم ، آنكه قطع بواسير باعث ايذاء عضله و استرخاى شرج شود .
علامت اين هر دو قسم ، آن است كه به يكبارگى پديد آيد عقب وقوع ضربه يا سقطه بر پشت يا عقب قطع بواسير .
[ علاج ] : اين هر دو قسم را لاعلاج له گفتهاند .
سوّم ، آنكه سردى و ترى باطنيه و خارجيه موجب اين علت شود . و علامت او آن است كه اندكاندك حادث شود . و اسباب مبرّده و مرطّبه از پيش اتفاق افتاده باشد چون نشستن بر سنگ يا در آب يا بر جاى سرد و تر يا خوردن آب سرد به افراط و مانند آن از امور ظاهريه و باطنيه . و از خاصترين علامات اين قسم كه رطوبى است ، ظهور ترهّل است در مقعد . و اين قسم ، بيشتر افتد نسبت به اقسام ديگر .
علاج : جهت استفراغ مادهء مرخيه و تبديل مزاج ، آنچه در فالج مذكور شد استعمال نمايند . و روغن قسط يا جندبيدستر و فرفيون آميخته بر مقعد و مهرههاى زيرين صلب بمالند و به طبيخ ادويهء حار قابض چون سنبل الطّيب و قسط تلخ و جوز السرو و مانند آن آبزن سازند .
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Paralysis of the anus.