[ 1140 ]
باب [ شانزدهم ] : اندر امراض مقعد
وى مشتمل است بر چند فصل .
[ 1141 ]
فصل [ اول ] : اندر بواسير
« 1 » آن ، بر دو قسم است :
قسم اوّل : آنكه بر سر رگهاى مقعد ، فزونىها پديد آيد از خون غليظ سوداوى . و اين فزونى و جوشش ، هفت گونه مىباشد : يكى ، آنكه سفره متنفخ شود و چيزى از او ترشح نكند . دوم ، آنكه شاخهها و بيخها دارد و آن را « نخلى » گويند . سوّم ، آن كه مدور و مستعرض بود همچون دانهء انگور و آن را « عنبى » گويند . چهارم ، آنكه به انجير ماند و آن را « تينى » خوانند . پنجم ، آنكه صغير و صلب مشابه عدس و نخود باشد و آن را « ثولولى » گويند . ششم ، آنكه دراز و صلب مشابه دانهء خرما باشد و آن را « تمرى » گويند . هفتم ، آنكه دراز و نرم مشابه توت باشد و آن را « توتى » گويند . و سر توتى ، مدور و حبّى [ يعنى دانه مانند ] بود و بيخ او باريك باشد . و هريك از اين اقسام ، يا عميا بود يا دامى . و مع ذلك ، يا خارج شرج باشد يا داخل وى . و هرچه داخل شرج بود ، اصعب العلاج است . و عمياء ، آن است كه سوراخ ندارد و وى هيچ نپالايد [ يعنى ترشحى ندارد ] . و دامى ، آنكه سوراخ دارد و زرداب و خون از وى ترشح نمايد . و در اين ، درد اندك باشد ؛ لاستفراغ المادة الموذية .
بدترين جميع اقسام بواسير ، نخلى است . و پس از آن ، تينى . بعده [ يعنى پس از آن ] ، آن
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Piles ; haemorrhoids.