[ 1016 ] فايده : قيام صديدى و صفراوى و خاثرى اگر مزمن شود به سحج انجامد
[ 1017 ] تنبيه : وجه تشابه اسهال كبدى و معوى و فرق آنها
[ 1018 ] فصل شانزدهم : در سوء القنيه ؛ كه مقدمهء استسقاء است و از ضعف جگر و سوء مزاج آن است كه از فساد و ضعف معده حادث مىشود .
[ 1019 ] فايده : بهترين علاج اين مرض ، سفر و پيادهروى است .
[ 1020 ] فصل هفدهم : در استسقاء ؛ كه بر سه قسم است .
[ 1021 ] اول : استسقاء لحمى ؛ كه از نفوذ رطوبات لزجه در منافذ گوشت است و معمولا از ضعف قواى جگر و سردى آن است و اسلمترين انواع استسقاء ، همين است .
[ 1022 ] دوم : استسقاى زقى ؛ كه اجتماع آب در احشاء است ؛ خواه بين صفاق و ثرب يا بين ثرب و امعاء .
[ 1023 ] سؤال : چرا رطوبت استسقاى زقى متعفن نمىشود ؟
[ 1024 ] فايده : مازريون غير مدبر سم است . و ذكر طريق تدبير آن .
[ 1025 ] قانون كلى : هر دوايى كه در استسقاء به كار برند ، بايد زياد كوبيده شود .
[ 1026 ] سوم : استسقاى طبلى ؛ كه در محل اجتماع آب در استسقاى زقى ، بادهاى غليظ جمع مىشود .
[ 1027 ] چهارم : در استسقاى طبلى مسمى به حبن ؛ كه از تحليل رقيقهء بادها و تصلب جزء غليظ آنها حادث مىشود .
[ 1028 ] فايدهء جليله : چند قانون مفيد در علاج هر نوع استسقاء .
[ 1029 ] فايدهء ديگر : اهميت شير شتر در درمان استسقاء و عدم اعتناء به قول منكرين اين امر .
[ 1030 ] پنجم : انواع ديگر استسقاى حادث از مشاركت ديگر اعضاء .
[ 1031 ] باب چهاردهم : در يرقان و امراض طحال .
[ 1032 ] فصل اول : در يرقان ؛ كه تغيير فاحش رنگ بدن به زردى يا سياهى است و بر دو قسم است .
[ 1033 ] قسم اول : در يرقان اصفر ؛ كه بر چند نوع است .
[ 1034 ] اول : يرقان بحرانى كه طبيعت صفرا را بر سبيل بحران به ظاهر بدن فرستد .
[ 1035 ] دوم : يرقان حاصل از سوء مزاج گرم جگر كه صفراى غير طبيعى زياد توليد كند .
[ 1036 ] سوم : يرقان حاصل از سوء مزاج گرم مراره كه صفراى زياد جذب كند و در بدن بپراكند .
[ 1037 ] چهارم : يرقان حاصل از آماس مراره و در نتيجه صفرا كم جذب كند .
[ 1038 ] پنجم : يرقان حاصل از سوء مزاج گرم كل بدن و در نتيجه تبديل خون به صفرا .
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة مقدمه و فهرست 61
مساهمون: مؤسسه احياء طب طبيعى
صمقدمه و فهرست ٦١