حقنه « 1 » منقّيه [ سوداء ] ، سوداى بدن را پاك سازند . و بهر تبريد و ترطيب ، ماء الشعير و جهت تقطيع و تلطيف ، سكنجبين كه بسيار ترش نبود به كار ببرند به شرطى كه سرفه نباشد . و بعد از تنقيهء تام ، مغز تخم كدو و مغز تخم بطّيخ و نيلوفر و بنفشه با شير دختران آميخته بر سر ضماد كنند . و طبيخ بابونه و نمام و گل سرخ و اكليل و برگ خشخاش و برگ چغندر بر سر ريزند و روغن كدو و بنفشه و نيلوفر و بابونه بمالند و شير دختران بر سر دوشند .
[ 68 ]
قسم چهارم : در سرسام بلغمى « 2 »
اين را « ليثرغس » گويند تسميته له باسم لازمه [ يعنى به جهت يكى از لوازمش اين نام را بر آن نهادهاند ] ؛ زيرا كه ترجمهاش نسيان است و نسيان ، لازم است در اين سرسام . و ماده اين علت ، اكثر در گذرگاه دماغ باشد و گاه باشد كه بر سبيل تشرّب در جرم دماغ سرايت كند امّا در اغشيه هرگز نرود چنانچه بالا گفته شد .
علامتش تب دايمى است نرم ، و ثقل حواس و بياض زبان و كثرت تثاؤب و اختلاط عقل و عسر حركت خصوصا حركت اجفان و زبان و كسلمند شدن به سخن گفتن و به تكلف جواب دادن و به سبات ارقى مبتلا بودن و اين ، حالتى است ما بين خواب و بيدارى كه جهت خواب غالب باشد .
علاج : جهت نضج ، بيخ رازيانه و تخم كرفس و انيسون و زبيب و بيخ اذخر و اسطوخودوس بجوشانند [ و ] جلنجبين عسلى و سكنجبين عنصلى در وى آميخته بدهند . و پس از نضج ، تنقيهء بدن كنند به حبوب « 3 » و حقنهء « 4 » موافقه و شيافها . و در ابتداى
هامش
- فرونشيند . بعده [ يعنى پس از آن ] آب از وى دور كنند و به كار برند . و باشد كه دو بار يا سه بار بشويند به آب جديد . و ساير ادويهء حجريّه و اقليميا و خبث الحديد را همينسان مغسول سازند .
( 1 ) . صنعت حقنه : افتيمون ، هليلهء سياه ، هليلهء كابلى ، سنا ، شاهتره ، بادرنجيوبه ، گاو زبان ، زبيب دانه بيرون كرده ، بسفايج و شعير مقشّر ، جمله را بجوشانند و بپالايند و [ با ] شكر سرخ و آب خيارشنبر و روغن بادام شيرين آميخته [ و ] حقنه كنند .
( 2 ) . قاموس القانون :. Lethargu ; Iethargia African( 3 ) . صنعت حّب منقى بلغم : صبر ، تربد ، شحم حنظل ، سقمونيا ، غاريقون ، مصطكى به آب رازيانه حبّ سازند .
( 4 ) . صنعت حقنهء مخرج بلغم : بيخ كرفس ، بيخ كبر ، بيخ رازيانه ، فوتنج ، قنطوريون ، بيخ اذخر ، جمله بجوشانند و بپالايند و شيرهء مغز قرطم و مرى و شكر سرخ و تخم حنظل و سقمونيا و ملح هندى و بوره ارمنى افزوده حقنه كنند .