صدغ نهادن ، سودمند و خاكستر چوب انجير با سركه و بىسركه طلا كردن ، مفيد است .
[ 58 ]
قسم هجدهم : در صداع كه آن را شقيقه گويند « 1 »
تسمية له باسم محله « 2 » . و اين ، وجعى است كه به يك شقّ سر عارض مىشود در طول .
اين را دو سبب است : يكى ، آنكه بخارات از جميع بدن يا از عضو مرتفع شود و در [ يك ] شق سر به سبب ضعف آن شق جمع شود . دوم ، آنكه اخلاط يا ريح حاصل شود در آن شق . و اخلاط ، عام است كه حار بود يا بارد . و اكثر مادهء اين مرض در شرائين باشد .
علامتش ظاهر است : از لزوم وى در يك شق . و ضربان شرائين ، از خواص علامت اين است . و آنكه اگر شرائين را از دست منضغط سازند به نوعى كه از جهيدن بايستد وجع ، ساكن شود .
علاج : هرچه در صداع مطلق گفته شد از تنقيه و تعديل خلط - بهحسب خلط - استعمال نمايند . و آنجا كه ماده حار بود ، نيلوفر و بنفشه و برگ خطمى و كاهو و گل سرخ بجوشانند و بر [ آن ] شق عليل ريزند . و تخم كاهو و بيخ و پوست بيخ تفاح « 3 » و افيون و مانند آن طلا كنند . و آنجا كه ماده بارد بود ، طبيخ بابونه و شبت و شيح و صعتر بر سر ريزند و حنا به آب نمك آميخته و ثافيسيا يعنى صمغ سداب برى و پوست بيخ كبر و عنصل و فرفيون طلا سازند .
نزديك شدت حاجت ، بر شرائين جهنده ، « لازق افيونى » « 4 » بچسبانند تا آن را از ضربان كه موجب وجع است بازدارد . [ و البته ] در استعمال مخدّرات تا مقدور [ است ] دليرى
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :. Hemicrania ; migraine( 2 ) . يعنى اسم شقيقه را به اين جهت نهادهاند كه درد آن در يك طرف سر مىباشد .
( 3 ) . در نسخهيى ديگر ، بعد از تخم كاهو چنين نگاشته شده است : « و بيخ و پوست تفاح » ، كه نسخهء متن صحيحتر به نظر مىرسد گرچه تفاح به نظر مىرسد كه در هر دو غلط است و لفاح درست است . م .
( 4 ) . صفت آن : دم الاخوين ، زعفران ، صمغ عربى و افيون [ را ] در سپيدى بيضه بسرشند و بر كاغذ نهند [ و ] بر شرائين جهندهء صدغين چسپانند .
ديگر : تخم كاهو ، تخم [ و ] بيخ مرّ ، افيون و كتيرا با سركه آميخته [ و ] به طريق مذكور بچسپانند .
نسخهء ديگر در شقيقه عين گفته خواهد شد .