چيزهاى سرد .
علاج : آن است كه تعديل و تبريد هوا كنند و در مساكن بارد رطب سكونت ورزند و به طيوبات بارده ، چون صندل و بنفشه و گلاب و كافور ، جايگاه را بيارايند و بنفشه و كافور و سيب ببويند . [ و ] اگر از اين تدبير ساكن نشود ، چيزى كه بالفعل و القوه سرد باشد .
چون روغن گل با آب سرد آميخته ، و روغن بنفشه و نيلوفر و كدو [ كه ] در برف سرد ساخته [ باشند ] ، بر سر ريزند . و هرچه از اشياء مايعه بر ظاهر عضو ريزند به ادرار ، آن را « نطول » گويند و اين ريختن را « تنطيل » . و اگر ريختن به ادرار نباشد بلكه اندكاندك ريزند ، اين را « سكوب » خوانند .
آنجا كه سبب قوى بود ، سركه و گلاب و روغن گل « 1 » بر « يافوخ » يعنى تارك سر استعمال كنند . به طريقى كه گفته شود . و در عمل آوردن ادويهء موضعيهء شديد البرد ، آن گاه رخصت است كه بخارات كمتر باشد ؛ زيرا كه اگر بخارات بسيار باشد ، لازم است كه در نطول روغن بابونه [ به ] مقدار ثلث بيفزايند تا از مضرّت حبس اشياء بارده كه باعث استحقان [ يعنى حبس ] ابخره و عدم تحليل است ايمن باشد . و همچنين [ است ] در زنان و خصىّ و صبىّ كه شدت تبريد ممتنع است ، همين رعايت [ را ] مرعىّ دارند كه تا حاجتى قوى نيفتد ، سركه را كار نفرمايند ؛ خاصّه بر مؤخّر سركه اجتناب از استعمال مبردات خصوصا از سركه از واجباتست . قال جالينوس : « لا ينبغى ان يبرّد مؤخر الرّاس ؛ فانه يضرّ بمنشأ العصب » « 2 » .
طريق استعمال سركه و غيره بر « يافوخ » آن است كه موى آنجا [ را ] بتراشند و از « قمحدوة » يعنى بلندى پس سر تا حاجبين احاطه كنند از خمير يا مانند آن ، و ادويه را در احاطه پر سازند و زمانى شايسته بدارند . و « تغريق » سر همين است .
تقدير تركيبش بهحسب احتياج است ؛ مثلا اگر تبريد به اعتدال مطلوب باشد ، سركه [ را يك ] چهارم حصهء روغن بگيرند و الّا ، موافق [ و ] مساوى روغن گل يا زياده كنند . و
هامش
( 1 ) . صنعت روغن گل سرخ : برگ گل در شيشه كنند و در آفتاب آويزند يك روز ، و روز ديگر روغن كنجد بر آن اندازند و تا كه بوى گل در روغن اثر كند [ آن را ] در آفتاب آويخته دارند و از ياسمين و نرگس و سداب و بابونه و جز آن ، همينسان سازند . و باشد كه بجوشند .
( 2 ) . جالينوس مىگويد : « سزاوار نيست كه قسمت عقب را تبريد كنند ؛ زيرا به ريشههاى اعصاب بدن ضرر مىزند » . م .