به روح غريزى غاذيه متكوّن در كبد ، عالم و شاعر به ذات خود نيستند مطلقا ، چنانكه مشهور است ، يا اينكه به منزلهء مست طامح از شراب مفرط يا از خواب مفرط به نحوى از انحاى ضعيف ضعيف عالم و شاعرند به ذات خود ، به مصنوعات خود
مقالهء چهارم - در بيان كيفيت حدوث ابدان متشابه الأجزاى جن و شيطان و ملائكهء ارضى كه شبيه به ابدان سماوى است 443
فصل اول - در شرح اسم جن و شيطان 445
فصل دويم - در شرح اسم ملائكهء ارضى 451
فصل سيوم - در بيان حقيقت و ماهيت ابدان جن و شياطين و ملائكهء ارضى و بيان كيفيت افعال آنها در عالم عنصرى 461
باب پنجم - در حقيقت نفس جزئى عينى بما هى عينى و اقسام و احوال آن 473
مقالهء اول - در بيان حقيقت نفس مطلق 473
مقالهء دويم - در بيان رسم عام به حسب فهم خاص 476
مقالهء سيوم [ در بيان بساطت و تجرد نفس ناطقهء انسانى و فلكى ] 483
مقالهء چهارم - در بيان انحاى افعال نفس كل 498
مقالهء پنجم - در بيان اينكه در هر بدن شخصى على حده يك نفس شخصى مدبر ذو قوه و آلات است نه اينكه به ازاى هر قوه و آلت ، نفس مدبر على حدهاى است كه ما به التمامى آن آلت باشد 501
مقالهء ششم - در بيان قوهء غاذيه و ناميه و افعال او 501
مقالهء هفتم - در بيان قواى حساسهء خمسهء ظاهريه و اقسام آنها و توابع آنها 509
احياى حكمت ( مشتمل بر طبيعيات ) ( فارسى ) — صفحة 15
مساهمون: عليقلى ابن قرچغاى خان
ص١٥