نايب مناب شير اطفال
بيض .
بى حسّ كردن عضو
حجر منفى طلاءً . حردون طلاءً ، به حدّى كه از قطع متألم نشود . دينساقوس ضماداً ، جهت الم بريدن و سوختن . ضبّ پوستش ، طلاءً از قطع متألم نگردد . ورل طلاءً .
تغيير ذائقه
عنّاب برگش ، عجيب .
رنگ جامه
خرنوب نبطى جهت ثبات آن . دبق جهت شدّت رنگ . قطف شستن حرير و پشمينه با آن ، رافع چرك بدون رنگ .
ثبات رنگ حنا در دست تا بيست روز
مغره .
رفع سياهى كتابت
فاره بولش . در باب بيست و سيم چنان كه در قلع آثار لباس نيز اشاره شد .
وزيدن باد سرد در تابستان
نهما .
منع سيل
ذئب .
منع باريدن تگرگ
سلحفات .
بدليات
چون جهت بعضى از ادويه ، بدل مضبوطى در موضع ذكر آن از مفردات طبّ ذكر نشده بود و جهت بعضى ذكر شده و گاه همان بدل نيز ميسّر نيست ، لهذا بعضى