شقاق پاشنهء پا
معجون ثوم ( 117 ) روغنش ، طلاءً . نسخهء ديگر ( 14 ) كف پا نيز متعدّد .
شقاق ميان انگشتان پا
بادنجان فى الفور . بسفايج ضماداً . خيرى بيخش ، ضماداً .
سوختگى آتش
آبنوس . ابو خلسا طلاءً . ابرون مجرّب . اثمد . ارقيطون . اسفيداج . آس و نيز روغنش . اقاقيا . باقلا برگ و پوست بيرون آن ، نافع . بقلة الحمقا . بيض ضماداً ، جهت آب گرم نيز و منع آبله كردن . توت برگش . جلد . حمام سرگينش ، ضماداً . خبازى ضماداً . خطمى ضماداً . زنجفر . سرنج . سفرجل دانهاش ، طلاءً به غايت نافع . سلق طلاءً . سمسم ضماداً ، رافع آن و نيز روغنش ، طلاءً مجرّب . شعر طلاءً . صمغ طلاءً .
ضأن سرگينش ، طلاءً . طرفا خاكسترش . عنب الثعلب ضماداً . قرع پوستش . قطن ضماداً ، مانع آبلهء آن . كبر عصارهاش ، ضماداً محلّل قوى . كندر . كهربا طلاءً . لادن طلاءً . لبلاب جهت آن نافع . در باب مراهم ( 12 ) تجربيات متواليه كثيره مذكور است .
منع سوزانيدن آتش
ضفدع پيهاش ، طلاءً . طلق طلاءً . عاقرقرحا طلاءً ، جهت كام و دهان . بعد از قلمها در ضمن اسرار عجيبه چندى از اين مقوله مذكور است .
منع تأثير حرارت آفتاب
بيض طلاءً .
رفع ضرر آن
سفرجل دانهاش ، طلاءً به غايت نافع .
ادويه موى
در باب شانزدهم از قسم دوّم دستورات ، تجربيّات بسيار مشتمل بر خضابات عجيبهء ثابته و رويانندههاى موى سياه به جاى سفيد و سفيد كنندههاى موى و سرخ