كتيرا اكتحالًا . لبن البقر قطوراً و طلاءً جهت اكثر امراض چشم نافع ، حتى مأيوس العلاج به مداومت صحّت يابد . لسان الحمل قطوراً . نمر خونش ، رافع جميع امراض چشم دانستهاند . در باب اكحال ( 10 ) و ساير شيافات و ساير ادويهء عين ، ادويهء كثيرهء متواليه جهت جميع امراض چشم و پلك و مژه و تقويت و حفظ صحّت و ساير مناسبات آن عموماً و خصوصاً به تفصيل مذكور است .
حفظ صحّت چشم
آادغيس قطوراً ، به غايت مفيد . آبنوس . اثمد . توتيا .
منع ريختن مواد به چشم
باقلا ذروراً . بيض اكتحالًا و نيز جهت تبريد آن . توتيا . ثمرة الاثل قطوراً . جبسين .
حلزون رطوبتش ، طلاءً . حنّا ضماداً . خس طلاءً در اين امر موثر . رمّان برگش ، طلاءً .
زبد دودهاش ، مفيد . زعفران ضماداً ، جهت منع سيلان رطوبات به چشم . زيتون برگش ، ضماداً . عنكبوت دامش ، جهت تقويت چشم و نيز منع قبول مواد و جلا .
كندر دودهاش ، مانع سيلان رطوبات به چشم . ماميثا طلاءً . نشا طلاءً .
درد چشم
بط پوستِ تخمش در اين امر آزموده است . بيض ضماداً . جدوار طلاءً . خس برّى شيرش ، اكتحالًا . كرم برّى . لبن النساء قطوراً ، جهت اين امر مفيد . ورد احمر طلاءً و قطوراً و همچنين گلاب بوييدنش و طلايش . هندبا طلاءً . در باب ادويهء عين ( 10 ) ادويهء عجيبه مذكور است خصوصاً در اواخر آن جهت تسكين وجع شديد به غايت يسير و عجيب الفعل .
رمد
آادغيس قطوراً به غايت مفيد در بقاياى رمد مزمن . آبرون . آبنوس جهت رمد يابس . ارمال در رمد بارد نافع . اسفيداج جهت رمد حارّ . اسفنج جهت رمد يابس .
اسطوخودوس مجرب دانستهاند . اشق . افيون در رمد نافع . انزروت اكتحالًا و نيز جهت رفع نزلات . جبب در رمد دموى . حزنيل . حضض اكتحالًا . خشخاش پوستش ،