[ 534 ]
برود اكسيريين :
و برود احمر نيز نامند . از تأليف قدما است و جهت التحام قروح و تجفيف رطوبات و رفع جرب مجرب است : شادنج ، چهار - و اگر نباشد ، مغناطيس محرق مغسول - ؛ سرمه و توبال النحاس يك و نيم ؛ صدفِ سوخته ، يك ؛ اسفيداب قلعى و مرواريد ، از هر يك نصف جزء ؛ اقليمياى فضى ، صمغ عربى و نشاسته ، از هر يك ، يك سائيده به آب رازيانهء تر پرورده و استعمال نمايند .
[ 535 ]
شياف ابيض :
از تأليف « بقراط » است . جهت امراض حارّه و تحليل اورام و ردع آن مفيد است : سفيداب قلعى ، پنج ؛ كتيرا و صمغ عربى ، سه ؛ نشاسته و انزروت ، از هر يك دو و چون ربع درهم افيون اضافه نمايند ، شياف ابيض افيونى نامند ، و چون دو قيراط تا نيم درهم كندر اضافه كنند كندرى خوانند و كندرى جهت قروح ، اقوى است كه بعد از سائيدن با لعاب بزرقطونا شياف بسازند .
[ 536 ]
شياف احمر ليّن :
جهت بقاياى رمد ، نافع است : كتيرا ، صمغ عربى و شادنج هندى ، از هر يك ، يك جزء ؛ مرّصاف ، دمالاخوين و زعفران ، از هر يك نصف جزء .
[ 537 ]
شياف وردى :
از تأليف « ابن رضوان » و رادع و محلّل و مسكّن مواد و مانع نزلات و مقوّىّ اعضاى عين و جهت رمد و در دبيخ ، نافع و عظيم الاثر است . در امراض حارّه ، گل سرخ بى اقماع دوازده ؛ صندل سفيد و سرخ ، پنج ؛ كتيرا ، حضض ، صبر و شياف ماميثا ، از هر يك درهم با گلاب شياف بسازند .
[ 538 ]
شياف مرقاليا :
به يونانى به معنى محلّل است از تأليف « جالينوس » و « حنين بن اسحاق » ترجمه نموده جهت ظلمت و مواد متجلبه و اوجاع و قروح مزمنه و جرب و طول رمد و اكثر امراض ، به غايت نافع است : اقليمياى ذهبى ، توبال النحاس و صمغ عربى ، از هر يك سه ؛ مر صاف ، سنبل ، افيون ، زعفران و ساذج از هر يك يك ؛ فلفل سفيد ، شش قيراط با شراب بسرشند و با سفيدهء تخم مرغ استعمال نمايند .
[ 539 ]
شياف اخضر :
جهت سلاق و جرب و حكّه و غشاوه و سبل و بياض ، نافع است : صمغ عربى ، سفيداب قلعى و اشق ، از هر يك يك جزء ؛ زنجار و شادنج و از هر يك نصف جزء ؛ و اگر شادنج نباشد مغناطيسِ محرقِ مغسول كنند .
[ 540 ]
شياف :
جهت منع موى زياد : زاج و صداء الحديد ، از هر يك جزء ؛ زنجار ، نوشادر و توبال النحاسِ محرق ، از هر يك نصف جزء با زهرهء طيور شياف بسازند .