اسطوخودوس ، دو ثلث جزء ؛ شحم حنظل يك جزء ؛ خربق اسود ، ربع جزء ؛ مصطكى ، عود و بسفايج ، از هر يك نيم جزء ؛ حجر ارمنىِ مغسول ، ثلث جزء با آب سيب شيرين حبّها سازند . شربتش از يك درهم تا يك مثقال .
[ 174 ]
حب شبيار نوع ديگر :
جهت تنقيه دماغ و قلب از سودايى كه متولد از صفرا باشد .
صفت آن : تربد ، افتيمون ، سنا مكى و شاهتره ، از هر يك ، يك جزء ؛ هليلهء زرد ، يك جزء و ثلث ؛ صبر ، دو جزء ؛ لاجورد ، دو ثلثِ جزء ؛ گل سرخ مثل او ؛ مصطكى ، يك جزء و ثلث ، با آب سيب شيرين حبها سازند . شربتش تا چهار درهم .
[ 175 ]
حبّ جهت سپرز :
مجرب است ، با ماء العسل و امثال او بنوشند منقول از تذكره .
صفت : پوست بيخ كبر ، [ دو درهم ] ؛ ريوند ، صبر زرد ، [ يك درهم ] ؛ و مرجان سوخته ، [ يك درهم ] ؛ تخم كرفس ، [ يك درهم ] ؛ غاريقون ، [ يك درهم ] ملح هندى ، [ يك درهم ] ؛ با عرق بهار و امثال آن حبّ بسازند . قدر شربتش يك مثقال است .
[ 176 ]
حبّ المقل :
از مجربات والد مرحوم حقير جهت صاحب بواسير كه از اعتقال طبيعت آزار داشته باشد ، مجرب است .
صفت آن : آملهء مقشّر ، پوست هليلهء زرد و هليلهء سياه ، پوست بليلهء كابلى و تخم گندنا ، از هر يك پنج جزء ؛ مقل ازرق ، چهار جزء ؛ مقل را نيم كوب كرده ، در آب گندناى ناشسته بخيسانند و روز ديگر در هاون بكوبند كه به طريق مرهم شود و ادويه را در آن بسرشند و حبّى به مقدار نخودى بسازند و هر روز در خلاء معده نه عدد تا پانزده عدد فرو برند و از چيزهاى سوداوى اجتناب نمايند .
[ 177 ]
حبّ فالج :
از تأليف والد مرحوم جهت كسى كه در جانب راست فالج به هم رسيده باشد و قادر بر تكلم نباشد و زبانش را ثقل به هم رسيده باشد ، مجرب است .
صفت آن : تربد ابيض ، [ شش درهم ] ؛ سورنجان ، [ سه درهم ] ؛ حبّ النيل ، [ سه درهم ] ؛ ايارج فيقرا ، [ چهار درهم ] ؛ شحم حنظل ، [ دو درهم ] ؛ شيطرج ، [ يك درهم و نيم ] ؛ بوزيدان ، وج ، [ يك درهم و نيم ] ؛ عاقرقرحا ، [ يك درهم و نيم ] ؛ دارفلفل ، [ يك درهم و نيم ] ؛ سگبينج ، [ چهار دانگ ] ؛ جاوشير ، [ مثل او ] ؛ مقل ازرق ، [ مثل او ] ؛ فرفيون ، [ سه درهم ] ؛ جندبيدستر ، [ سه درهم ] ؛ ادويه را كوفته و بيخته ، و صموغ را در آب گندنا حل كرده و با ادويه بسرشند و حبّها بسازند . شربت سه درهم با آب گرم .