حرف اللام
[ 4741 ]
لادن :
رطوبتى است كه از درخت كوهى حاصل مىشود به قدر درخت انار و شبيه به درخت دبق و برگش عريض و به هم متّصل و رقيق و صلب و گلش مايل به سرخى و ثمرش مانند زيتونى و در جوف آن دانهء سياه باريكى و رطوبت غليظى كه از ساق و برگ او جمع كنند ، بهترين اقسام او « لادن عنبرى » نامند . و هر چه از آن رطوبت بر موى بز و گوسفند در حين چريدن آن نبات چسبد و از آن جدا كنند ، زبونتر از قسم اوّل و هر چه بر سُم مراعى چسبد و با خاك و ريگ آميخته باشد ، زبونتر از همه است . و بعضى تصريح نمودهاند كه رطوبت مذكور از قسوس - كه نوعى از لبلاب است - بر موى مراعى مىچسبد و بهترين او ، نرمِ خوشبوى سياه مايل به سرخى و سبزى است .
در دوّم ، گرم و در اوّل ، خشك و لطيف و جاذب و با قوت قابضه و منضج قوى و محلّل ، و مفتّح دهن رگها و مدرّ بول و حيض و عرق و شير و مخرج جنين و مشيمه و مقوّى معده و رافع فواق و دردهاى بارده و با شراب ، قابض طبع و طلاى او جهت درد سر و صلابت معده و جگر و التيام زخمهاى كهنه و با شراب جهت آثار قروح و آبله و فرزجهء او جهت صلابت رحم و اختناق و احتباس حيض و با روغن گل كه بريافوخ اطفال طلا كنند جهت نزلات و سرفهء ايشان و بر معده جهت تقويت آن و رفع غثيان و سيلان آب دهان و با پيهء خوك و پيه گاو جهت ورم مقعد و درد آن و حقنهء او با روغن گل جهت سحج بارد و طلاى او با روغن گل جهت سوختگى آتش و با روغن مورد جهت تقويت موى و منع ريختن آن و بخور او جهت گريزانيدن هوامّ ، مؤثر و چون زن بعد از بول كردن به آن بخور كند ، پس در حال باز بول آيد ، آن زن قابل حمل خواهد بود و الّا فلا .
مضرّ سفل و آشاميدن او موجب كرب و مصلحش سنبل رومى . قدر شربتش تا يك