و گل وى كمرنگ بود بزردى مائل چون برگ و بار تازه آن با شراب بياشامند گزندگى عقرب را عظيم نافع بود و بعضى ادعا كردهاند كه اگر يك نوع از بار و برگ آن در دهن نگاهدارد و ما دام كه آن در دهن او باشد هيچ وجع درنيابد و چون بيفگند وجع عود نمايد
بارزد
آن را قنه گويند و آن صمغيست شبيه بكندر نبات آن به نبات بادرنگ ماند طبيعت وى گرمست در دوم درجه و خشككنندهء مزاج است در سوم درجه چون با شراب بياشامند مضرت سم بهايم و مار و عقرب دفع كند و از بوى دود وى هوام بگريزند و بهتر آن بود كه تازه و پاك و گرانبوى باشد و اگر از اندكى تخم و نبات وى بادى بود شايد
ريوند
بيخى مشهور است و بهترين صنفى آن بود كه چون بشكنند درون وى بسرخى زند و متخلخل باشد و طعم وى تلخ بود و باندك قبض و دردى طباع مختلفه جمع است يك مثقال از آن با شراب جهت جميع نهوش و عضوض نافع آيد
رازيانه
بستانى آن گرم و خشك بود در دوم درجه و برى آن گرم و خشك بود در سوم درجه و برى او اقوى باشد و طبيخ باديان مطلقا نافع بود جهت نهوش و كوفته بيخ آن طلا كردن نافع بود عرض كلب را
شيح ارمنى
آن را درمنه تركى گويند طبيعت آن گرم است در دوم درجه و خشك در سوم درجه چون مىخورند مضرت كرمهاى شكم را كم كند و كرمان را بكشد و برآورد و گزندگى عقرب و رتيلا نافع آيد و مضرت سموم كم كند
سيب
آنچه شيرين باشد مائل بحرارت بود و خوردن آن لسع افعى را نافع آيد و جملهء سيب را گويند كه ضرر سموم را كم بسازند و خوردن و طلا كردن عصارهء و ورق آن لسوع را سفيد بود و سيب شيرين از مفرحات و مقويات قلب بود و نفع ازين جهت باشد و
انجير
چون با جوز و سداب قبل از ورود سموم خورند مضرت سم ازو بازدارد و تمريخ شير آن نافع بود لسع عقرب و رتيلا را و طلاى آن در اعضا بغايت مفيد بود همچنين عصارهء ورق انجير كوفته خام آن را طلا و ضماد كردن نافع باشد و برغم من نيم درم شير انجير خام با شراب آشاميدن جهت اكثر سموم و نهوش نافع بود
كاهوى برى
از يتوعاتست شير آن را چون با خمر بياشامند لسع عقرب و رتيلا را نافع آيد
خبّازى
نوعى بود از ملوخيا در فرس و بعضى ملوخيا را نان كلاغ اشرك گويند در بساتين قرب آبها بسيار برآيد برگ وى و گل وى چون برگ و گل خطمى باشد امّا بسى كوچكتر بود و لون وى از سفيدى و كبودى بگلگونى زند و خبازى برگ برى بود