سردرخت - از قرار تخمين است .
انگور - از قرار تخمين كه در روى آب و پشت پل و لوير است .
گشنيز خشك - بقرار جريب آنچه اعلى باشد دو خروار و اوسط صد و پنجاه من .
بادرنگ - از تبريزى و رسمى يك ماه بار مىدهد و در هر روز يك چين مىشود بقرار جريب دو هزار عدد .
خيار - بيست روز بار مىدهد و در هر روز يك چين مىشود بقرار جريب دو هزار عدد .
پياز - بقرار جريب آنچه خشك بركنند چهل تا شصت من و آنچه سبز باشد چهل تا هشتاد من .
چقندر - بقرار جريب زمستانى صد خروار صد منى و بهارى چهل تا شصت من .
كاهو - از قرار شماره است .
ريواج - از قرار تخمين است .
شلجم - بقرار جريب پنجاه و هشت من .
زردك - بقرار جريب پنجاه تا هشتاد من .
ترب - بقرار جريب پانزده تا شصت من .
ترتيزك و گشنيز - بقرار جريب پانزده تا شصت من .
زلق - بقرار جريب چهل تا شصت من .
كدوى خوردنى - بقرار جريب پنجاه و هشت من .
طرخون - از اول حمل سه ماه مىدروند و هر ماه يك درو مىشود بقرار جريب دويست و پنجاه من .
تيرماهى - را از اول سنبله سردرو مىنمايند هر درو صد من .
ريحان - را از اول سرطان دو ماه مىدروند و هر ماه دو درو مىشود بقرار جريب پانزده تا شصت من .
گندنا - يك دفعه كه بهاريست از اول حمل سه ماه مىدروند و هر ماه سه درو مىشود و هر درو بقرار جريب دويست من و دفعه ديگر كه تيرماهى است از اول سنبله
ارشاد الزراعه ( فارسى ) — صفحة 247
مساهمون: قاسم بن يوسف ابو نصرى هروى
ص٢٤٧