گل آن بزردى مايل است و برگش باريكتر از موى ، مشگين مانند و خوشبوى است و پياز آن برابر جوز هندى مىشود و چون از پياز آن قدرى بر آتش گذارند بوى خوب مىدهد و در بهار كه پيازش تازه باشد كوفته در داش گلابكشى گذارند از وى عرقى حاصل مىشود كه بوى وى بمشك برابرى مىكند و در سمرقند بطريق گلاب در شيشه كرده محافظت مىنمايند پياز وى را در عقرب در كردپل كاشته بدستور لاله كوهى محافظت نمايند .
شببوى
شعر
تا از چمن خلد رسيده گل شببوى * آباد از او صحن چمن روز و شبان است
گل وى نيلگون است و در روز اندك بوى دارد اما در شببوى وى بسيار است ، هرساله بذر وى را در حوت كاشته بر قاعده محافظت مىنمايند .
سمن
سمن - از مله و سفيد و سرخ كه خوشبوى است و گل سهبرگه را گويند و كاشتن و بذر و نهال آن بشرح مذكور شده .
شعر
با زلف پريشان كه سمن در چمن آمد * جمعيت دلهاى همه هجرتيان است
نافرمان
بذر آن را در ميزان و عقرب كارند و رسيدن آن در ثور است از رسمى و زرد و سفيد و گلگون و مله .