شعر
خوش رنگ اگر آمده در باغ شقايق * آلوده به خون دل عاشق صفتان است
رسمى كه گل آن از صباح تا چاشتگاه است و دو طبقه كه به تبريزى مشهور است ، گل آن سه روز مىايستد ، زمين آن را پل نموده ، هرساله در ميزان و عقرب بذر بذر نمايند و ريگ بر روى آن پاشيده آب دهند و رسيدن رسمى آخر حمل و دو طبقه آخر ثور است .
هميشه بهار
هميشه بهار - سرد و خشك است ، طلا كردن به دو صفرا را تسكين دهد .
شعر
آن گل كه هميشه بودش فصل بهاران * زو باغ مطلا شده ، فارغ ز خزان است
زرد از صدبرگ ، صدقه سياه و رسمى و سفيد كه بابونه نيز گويند و كبود ، بذر آن را يك روز در آب نمايند در حوت كاشته چون سبز شود بطريق نهال در ثور هرجا كارند و بر قاعده محافظت نمايند و در ميزان نهال وى را كه بزرگ شده از روى پنجه بريده آب دهند كه بر قاعده سبز شده ، گل خوب دهد و از روى خاك نبرند كه اكثر سبز نمىشود .
خشخاش
خشخاش - سرد و خشك است ، سرفه و خون برانداختن را نيك است ، شش را بد است . مصلح وى مصطكى .
شعر
گر رنگ برنگ آمده خشخاش ز ايزد * اينها عجبى نيست اگر رنگ در آن است