تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ارشاد الزراعه ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦

اسفاناج

اسفاناج كه به فارسى اسپناج گويند سرد و تر است سرفه سينه را نيك بود اما دير هضم شود مصلح وى آب كامه است . شعر
تا ايسفناج از چمن خلد رسيده * تسكين حرارات دل شعله زنان است
ميان‌سالى و بهارى زمين آن را پل نموده بذر كه شب در آب بوده باشد و صباح بر روى پل افشانيده ريگ ريخته آب دهند بدين موجب و از آب دادن و ساو نمودن و انبار دادن بواجبى خبردار باشند ميان سالى كه بذر هريوه است در سنبله بقرار جريب چهار من بذر نموده سرپلى را يك من و نيم بذر ترب سره و تره‌تيزك كارند و آخر ميزان مىرسد بهارى كه مشهدى است از اول حوت تا آخر حمل بقرار جريب دو من و سر پلى را از ترب‌سره و تره‌تيزك يك من و نيم بذر نمايند و پنجاه روز مىرسد .

ترب‌سره

ترب‌سره - حكم ترب دارد كه مذكور شد اما لطيف‌تر است . شعر
چون ترب‌سره سبز و لطيف آمده در باغ * مقبول حكيمان و هم از محترمان است
اكثر در سرپل پياز و اسفناج كارند .

تره‌تيزك

تره‌تيزك - گرم و خشك است طعام هضم كند و باه قوت دهد اما چشم تاريك كند مصلح وى كاهو يا سركه . شعر
از گلشن فردوس رسيده تره‌تيزك * چون جعد سمن‌ساى بتان جلوه‌كنان است