تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفه خانى ( فارسى ) — صفحة 6

مساهمون:

ص٦
و يا سردتر و ارطب ازو و اين امزجه مذكوره مقسومه مسماست با مزاج مقابل مر اعتدال بالفرض را و لفظ اعتدال را گاه بر تكافو و همسرى « 1 » اجزاء مركب اطلاق مىكنند به مثل تساوى جزء نار يا ارض در بعضى مركب و گاهى اطلاق بر تكافو و برابرى قوى مىكنند مثل عدم غلبه قوتى در مركب و گاه اطلاق بر معنى ديگر نيز مىكنند و آن آنست كه موضعى از موضوعات را نوع مزاجيست كه آن مزاج اصلح امزجه است ، به نسبت آن موضوع مثل انسان كه نوعى از حيوان‌ست و او را مزاجيست كه نسبت با او آن مزاج اصلح و اليق است قياس بامزجه انواع ديگر و اين مزاج را معتدل نوعى مىنامند و همچنين مر هريك از انواع حيوان را مزاج خاص با او هست كه آن مزاج به آن نوع اصلح و اليق امزجه است و مراد بعدل در قسمت اينست و ليكن مزاج انسانى اقرب امزجه است باعتدال بالفرض و طبيب را تسليم كميّت او واجب است از غير .

[ 3 ] مقاله [ در بيان علت اختلاف امزجه ]

بر واقف خبير ، درين فن پوشيده نگردد كه در مزاج انسان بحسب ماهيّه نوعيه متحده است به اشخاص اين نوع و تفاوتى كه هست بحسب عدد است زيرا كه مزاجى كه زيد را است مخالف است بر مزاجى كه عمرو راست و مع‌هذا هر دو شريكند در مزاج انسانى بس اختلاف بالعدد باشد و اتحاد بالماهيّه
هامش
( 1 ) ن - برابرى