پوست حبّ الغار . در پوست و مغز او « 1 » هيچ كدام تلخى و تيزى نيست ، اگر طعمى از او محسوس شود اندك تلخى با قبض و تفاهه « 2 » باشد و در مغز او خشبيّتى « 3 » و صلابتى هست و پوست آن را مىجوشانند « 4 » و آب آن را مىخورند و در مكّهء معظّمه ( چنين ) « 5 » معمول است و در بسيارى از مواضع مغز او را برشته سازند « 6 » چنانچه نزديك به احتراق شود و آن را با پوست مخلوط ساخته مىجوشانند و آب آن را مىخورند « 7 » و در مكّهء معظّمه اين مغز را بريان كنند چنانچه نيم سوخته شود و طعم او به سوختگى و تلخى بگردد ( و ) « 8 » بعد از آنكه آب پوست او خورده باشند اين را « 9 » تنقّل مىكنند و گاه باشد كه ( تنها ) « 10 » مغز را تنقّل كنند بىآب پوست و مقصود ( ايشان ) « 11 » در اينها همه بيدارى است غير مضر و رغبتى و جهدى در طاعت يا صحبت « 12 » .
و طبع « 13 » او بارد يابس است و چون اين دو كيفيّت از « 14 » او ظاهر است و به سرحدّ اضرار نمىرسد گويا در درجهء ثانيه است « 15 » و امّا اينكه اين دو كيفيّت مساوىاند يا يكى غالب است موقوف به تأمّل است .
هامش
( 1 ) . ل و آ : و در پوست و مغز
( 2 ) . ل و آ : - و تفاهه
( 3 ) . ل و آ : حيثيّتى
( 4 ) . ل و آ : اگر پوست او را مىجوشاند
( 5 ) . ل و آ
( 6 ) . ل و آ : مغز را برشته مىسازند
( 7 ) . ل و آ : - و آب آن را مىخورند
( 8 ) . ل و آ
( 9 ) . ل و آ : به اين مغز
( 10 ) . ل و آ
( 11 ) . ل و آ
( 12 ) . ل و آ : و جدى كه در ذكر و عبادت يا در صحبت باشد
( 13 ) . ل و آ : + اين ثمره هيچ شبيه نيست كه
( 14 ) . ل و آ : - از
( 15 ) . ل و آ : غالبا در درجهء ثانيه باشد