تحرير اين كتاب به خطّ برادر زادهء مؤلّف است . چنين به نظر مىرسد كه نويسندگان بعدى همه به آنچه كه عماد الدّين درباره آتشك نوشته است استناد جستهاند و دستورات همين شخص است كه تا سالها بعد براى درمان اين بيمارى به كار مىرفت . حكيم عماد الدين ضمن تقدير و تعظيم حكيم عاليقدر بهاء الدوله رازى در اول رساله ، ضمن آنكه حكيم مير بهاء الدوله را حكيمى حاذق در اين بيمارى معرفى مىكند رساله را به عنوان رسالهاى در جمع علائم و علاج آتشك معرفى مىنمايد .
عماد الدّين رسالهاش را با مقايسهء آتشك و آبله شروع مىكند و بين آنها و سياه زخم و جرب فرق قائل مىشود و سپس در مورد چگونگى اشاعهء آن به درستى اظهار مىدارد كه آميزش جنسى علّت اصلى ابتلا است و امكان ابتلا از طريق مستراح را نيز بيان مىكند و مطالبى را نيز در رابطه با درمان اين بيمارى اختصاص مىدهد .
2 - رسالهء آطريلال :
رسالهء جامعى دربارهء آطريلال مىباشد . اين رساله توسط موسسه تاريخ پزشكى ، طب اسلامى و مكمل چاپ شده است .
3 - تركيبات شاهيّه :
كتاب جامعى است دربارهء داروها و تركيبات داروئى كه آن را تركيبات شاهيّه ناميده است .
اين كتاب به دستور شاه طهماسب به رشتهء تحرير در آمده است ، از سوى ديگر اين امكان نيز وجود دارد كه اين كتاب صرفا به خاطر استفادهء اطبّاى اصفهانى نوشته شده باشد « 1 » .
4 - رسالهء سنگ ترياق
5 - كتاب كوچكى دربارهء طبّ اطفال :
از ديگر كتب اين پزشك كتاب كوچكى دربارهء طبّ كودكان است .
6 - رسالهء ينبوع فى علم طب :
اين جزوه شباهت فراوانى به ساير رسالاتى دارد كه در آن ايّام نوشته شدهاند به اين معنى كه باب اوّل آن دربارهء اندامهاى مختلف بدن است و از فصل دوّم تا شانزدهم بيمارىهاى مختلف توصيف شدهاند . فصل هفدهم تومورها و فصل هجدهم دربارهء انواع تبها است و بالاخره در فصل آخر به موضوع مورد علاقهء خاص خود يعنى داروها مىپردازد . اين كتاب در سال 981 ه . ق يعنى سال وفات شاه طهماسب به پايان رسيده و به احتمال زياد آخرين كتاب عماد الدّين نيز مىباشد .
هامش
( 1 ) طب در دوره صفويّه ، ص 26 .