تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الادويه ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
بندند ، باه را قوّت دهد و قضيب را سخت گرداند ؛ و چون دندان پيش روباه را بر گردن مصروع بندند ، نافع بود .

عفص

: كه به پارسى مازو و به هندوى ماجوبهل « 1 » گويند . بهترينش سبز بىسوراخ باشد . سرد است در دويم ، و گويند در اوّل ، و خشك است در سيوم ، و گويند در دويم . چون در طبيخش نشينند ، خروج مقعد را نفع دهد و دفع سيلان رطوبت رحم كند ؛ و چون نرم سوده ، به سركه طلا كنند ، جمره و نمله و قوبا را سودمند آيد ؛ و چون موى را به آبى كه مازو در او جوشانيده باشند ، بشويند ، سياه گرداند ؛ و منع رطوبت از لثه و لهات كند و قلاع را نافع آيد ، و خاصّه كودكان را چون سحق كرده ، در غذا يا آب كنند ، اسهال كهن بازدارد ؛ و چون به غايت سحق نموده ، در بينى دمند ، خون رفتن باز دارد و براى رفع مضرّت به صمغ عربى در آب حلّ كنند تا ضرر به حلق نرساند ؛ و بدلش به وزن آن ثمره الطرفا بود ، و گويند جفت بلوط و حبّ الآس و قشور رمّان و اهليلج زرد كه اين‌ها همه در طبيعت يكديگرند .

عقيق

: بهترينش سرخ و شفّاف بود . سرد و خشك است در اوّل . چون بسوزند و بسايند ، هر روز نيم مثقال از او به پنج مثقال شربت سيب رغبت نمايند ، ضعف دل را نفع دهد و خفقان را دفع كند ؛ و چون مقدارى از او بر بيخ دندان پاشند ، دندان را محكم گرداند ؛ و چون بر عضوى پاشند كه از او خون روان باشد ، ببندد ، مجرّب است ، خاصّه با مرواريد و بسّد .

عقرب

: به پارسى كژدم و به تركى چمه و به هندوى بچهو گويند . بهترينش آن بود كه نر باشد . علامت نر آن است كه ضعيف و لاغر و نيشش سطبر بود . علامت ماده آن است كه فربه و بزرگ و نيشش باريك بود . سرد و خشك است در اوّل . چون عقرب را بسوزند و صلايه كرده ، بر حرير بگذرانند و در چشم كشند ، ضعف باصره را قوّت دهد . طريق سوختن آن است كه شيشهء سطبر را در گل حكمت گيرند و عقرب را در آن كنند و شب در تنور تافته نهند و سر تنور را بپوشند و صباح بيرون آرند ؛ و اگر عقرب مرده در خرقه بندند و هر زنى كه دايما بچه اندازد ، به گردنش آويزند ، بچه ديگر نيندازد و محفوظ بماند ؛ و اگر خاكستر عقرب را بخورند ، سنگ گرده و مثانه را بريزاند . شربتى از او دانگى بود ، و اگر نيم درم بياشامند ، گزيدگى مار را نافع
هامش
( 1 ) . به هندى « مايفلا » نيز گويند . ( تطبيق نام‌هاى كهن گياهان دارويى 1 / 211 - 212 )