خوارزمشاهى سيد اسماعيل جرجانى پايينتر ، اما از ديد اصول تجربى حاكم بر آن ، از ذخيره خوارزمشاهى بالاتر دانسته است . اين تجربيات ، و روىهمرفته گزارش هايى كه بهاء الدوله در جاهاى مختلف خلاصه التجارب از مداوا و دستورات طبى خود يا ديگران داده از جمله نكات مهم اين كتاب بهشمار مىروند و عبد الحسين حائرى ( جلد 23 ، صفحه 1126 - 1127 ) چند نمونه از اين گزارشها را جمعآورى نموده است . در لابلاى خلاصه التجارب نتيجهگيرىها و ژرفانديشىهاى بهاء الدوله نيز آمده است ( به نقل از تاجبخش ، 1377 ش ، صفحه 650 ) ، از جمله اين موضوع كه كسانى كه يكبار در زندگى آبله مىگيرند ، به ندرت ، مجددا به اين مرض مبتلا مىشوند .
عنوان بابهاى خلاصه التجارب به شرح زير است ( تاجبخش ، 1377 ش ، صفحه 650 گزارش كوتاهى در مورد تبويب خلاصه التجارب داده ، و كمابيش اين تبويب بوسيله عبد الحسين حائرى ، جلد 23 صفحه 128 - 129 ، تكرار شده است ) :
در بيان آنچه دانستن آن موقوف عليه حفظ صحت و رفع مرض است بر وجه كلى .
در بيان حفظ صحت .
در بيان تدبير اطفال و پيران و ناقهان و مرتاضان به تعب و اعراض نفسانى و آبهاى بد و ميوههاى مضر و استفراغات .
در تدبير آنچه به زينت بدن متعلق است .
در بيان اقسام مرض و امتلاات منذره به امراض و علامات خير و شر .
در بيان حميات و اسباب و علامات و معالجات آنها .
در بيان حصبه و جدرى و ساير بثرها و ورمها و جذام و سرمازدگى و سمومزدگى .
در بيان احوال دماغ از تركيب و وضع و مزاج و غيره و امراض دماغى .
در بيان احوال چشم و عين از تركيب و وضع و قوت باصره و مزاج و منفعت و آنچه مضر است يا نافع است و امراض عين .
در بيان احوال گوش از تركيب و وضع و قوت سامعه و امراض گوش و اسباب و علامات و معالجات آنها .
در بيان احوال بينى از تركيب و وضع و قوت شامه و امراض بينى و اسباب و علامات و معالجات آنها .
در احوال دهان از وضع و تركيب و قوت ذائقه و منافع آنها و امراض اعضائى كه جزء اويند و اسباب و علامات و معالجات آنها .
در احوال حلق و آلات آواز و دم زدن چون لهات و لوزتين و حنجره و قصبه شش و شش و حجاب از تركيب و وضع و منافع و امراض اين از اسباب و علامات و معالجات آنها .
در احوال دل از تركيب و وضع و مزاج و حركت و علامات امزجه مختلفه و امراض قلبى و معالجات آنها .
در احوال مرى و معده و ثرب و صفاق از تركيب و وضع و منفعت آنها و امراض اين اعضا و معالجات آنها .
در بيان بعضى امراض كه اكثر اطباى اين ممالك تخصيص او را به عضوى معين مناسب ندانستهاند و اغلب حكماى هند او را از امراض معدى دانند .
در بيان احوال جگر و مراره و امراض كبدى و مرارى و معالجات آنها .
در احوال سپرز و امراض و معالجات آن .
در احوال روده و امراض امعا و معالجات آنها .
خلاصة التجارب ( طبع جديد ) — صفحة 20
مساهمون: بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
ص٢٠