تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
و به‌بيزند و به صد و شصت مثقال عسل سرشته هر صباح دانكى غلوله كرده فروبرند و غذا برنج تف داده و زيره تف داده كنند

زحير كاذب

زحير كاذب يعنى گناك دروغين علامتش آنست كه بعد از قبض طبيعت حادث كردد و چون تخم ريحان و كنوچه و اسپغول و بارشك و امثال اينها بشربت قند و كلاب دهند زود دفع نشود

رباعيه

عارض چو شود زحير نبود صادق * ميدان كه بنزديك طبيب حاذق از خوردن معجون بنفسج كردد * بر ماده مرض طبيعت فائق

صفت معجون بنفسج

صفت معجون بنفسج بنفشه ده مثقال تربد پنج مثقال رب السوس دو مثقال محموده يك درم باديان و انيسون از هريك نيم درم همه را بكوبند و به‌بيزند و بده مثقال عسل و بيست مثقال قند سفيد صاف كرده بقوام آورده بسرشند شربتى سه مثقال غلوله كرده فروبرند و مقدارى آب كرم از عقب آن بياشامند غذا ماش مقشر و اكر او اسفناج

علاج امراض مقعد بواسير

علاج امراض مقعد بواسير كه دانه چند بود بر سر سفره رباعيه
در رنج بواسير طبيب حاذق * هم خربزه هم انار داند لائق فصد صافن كند