كه شد ز صفراء واقع * بهتر ز شراب زِرك نبود دافع
از اغذيه كر برنج تف داده خورى * ممزوج برب زرك باشد نافع
صفت
شربت زرك و ربّ
شربت زرك و ربّ ان در علاج ضعف جكر كذشت
اسهال دموى
ببايد دانست كه اسهال و موى نيز مىباشد و آن منقسم مىشود به دو قسم كبدى كه آن را ذو سنطارياى كبدى كويند علامتش آنست كه اكثر در شب واقع شود و مقدارش بسيار بود و معوى كه كه ذو سنطارياى معوى كويند
علامتش
علامتش آنست كه بيشتر در روز واقع شود و مقدارش اندك بود
علاج مشترك
علاج مشترك ميان هر دو قسم آنست كه هر صباح پنج مثقال تخم خرفه تف داده شيره كشند و بده مثقال شربت صندل شيرين كرده و آبى كه يك مثقال انجبار نيمكوفته با پنج مثقال حب الآس در او جوشانيده باشند و صاف كرده اضافه نموده بدهند و غذا برنج ناشسته تف داده كشنيز خشك تف داده و قتق آب زرك با سماق يا چكيده جغرات كاو
سحج
سحج يعنى ريش روده علامتش ظاهر شدن خون باجابت طبيعت و درد حوالى ناف است