تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
فى الاذن و تولّد الدّود فيها يعنى درآمدن جانور در كوش و پيدا شدن كرم در او علامت مشتركه ميان هر دو قسم احساس به حركت وى بود علامت خاصه قسم ثانى خروجش احيانا رباعيّه
در كوش تو هرگه كه بتقدير ودود * آيد حيوان يا كه پديد آيد دود كر صبر به آب شيح يا آب كبر * تقطير كنى روى نمايد بهبود

دخول الماء فى الاذن

دخول الماء فى الاذن يعنى درآمدن آب در كوش علامتش تقدم ملاقات آب و درد عظيم است رباعيه
چون آب درون رود بامر معبود * در گوش تو اى دل تو سرچشمهء جود در گوش تو چوب باديان كر بنهند * و آنگه بمكند آب بيرون آيد زود

علاج امراض بينى خشم

علاج امراض بينى خشم يعنى باطل شدن حسّى كه بويها را دريابد چون از مواد غليظه باشد علامتش كدورت حواس و كرانى سر و غليظى بول است رباعيّه
اى آنكه ترا قوت شم باطل شد * احساس ببوى نيك و بد مشكل شد اخلاط غليظه گر بود موجب آن * از داروى مسهل نتوان غافلشد

صفت مسهلى

صفت مسهلى كه اخلاط غليظه را دفع كند صبر سقوطرى يك درم شحم حنظل دانكى سنبل و