شربت ز طپخ باديان سازد و شهد * طيار كند كبوتر از بهر غذا
صفت روغن قسط
صفت روغن قسط قسط چهار مثقال سليخه و فلفل و عاقر قرحاد فرفيون از هريك سه مثقال جند بيدستر دو مثقال همه را نيمكوب ساخته در يك پياله آب جوشانند تا به نيمه آيد صاف كنند و هشتاد مثقال روغن زيت يا كنجد اضافه نموده بجوشانند تا روغن بماند
صفت روغن فرفيون
صفت روغن فرفيون فرفيون و قسط و پودنه كوهى از هريك دو مثقال جندبيدستر و عاقر قرحا از هريك يك مثقال كندش و مويزج از هريك نيم مثقال همه را نيمكوب ساخته در يك پياله آب يا شراب بجوشانند تا بنيمه آيد صاف كنند و هفتاد مثقال روغن زيت يا كنجد اضافه نموده بجوشانند تا روغن بماند صفت طبخ باديان نيم مشت در يك پياله و نيم آب جوشانند تا بنيم پياله بماند صاف كنند و بده مثقال شهد يعنى عسل شيرين كرده نيمكرم بياشامند
بيان مسهلاتى
بيان مسهلاتى كه در بيماريهاى بلغمى دهند بعد از نضج بلغم و ظهور اثر آن از اعتدال قوام قاردره و غيره
صفت منضج
صفت منضج و پزنده بلغم باديان