Skip to main content

طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى ) — Page 119

Contributors:

P.119
يكزد چنان كه كوئى كه سوزن مىزنند حدوث اين علت از بخارهاى غليظ تيز است

رباعيه

آن را كه حصف بود چه درويش و چه شاه * بايد كه بحمام رود بيكه و كاه در خارج حمام رسد فايده‌اش * از غسل به آب سرد ان شاء الله

بنات اللّيل

بنات اللّيل يعنى جوششهاى خورد كه با خارش بود و شبهاى سرد بواسطه بسته شدن مسام عارض شود

رباعيه

چون عارضه نبات ليلت ناكاه * آيد بظهور داروى مسهل خواه وانكه بكلاب و سركه و روغن كل * مىمال دقيق باقلا بيكه و كاه

صفت ترتيب

صفت ترتيب ادويه مذكوره آرد باقلا پانزده مثقال كلاب پنج مثقال روغن كل كه صفتش در سلعه مذكور شد ده مثقال سركه قدرى همه را بهم آميخته نيمكرم بمالند سعفه يعنى جوششى كه اكثر در سر پديد آيد و از وى ريمى ظاهر شود به شكل عسل و كاه باشد كه رقيق تر بود و كاه باشد كه خشك باشد و قسمى را كه از وى ريم رقيق ظاهر شود شير ينج كويند

رباعيه

از علت سعفه‌ات چو شد حال تباه * كر ميل به صحت بودت مسهل خواه مسهل چو شود خورده زراك اشنان * با سركه ضماد ساز در بيكه و كاه