تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
صاحب تحفه مىنويسد : جلوز اسم عربى فندق است و بعضى بر بادام كوهى استعمال مىنمايند و حب الصنوبر كبار را هم گويند و اين به جهت اشتباه جيم به حاست چه بجاى مهمله حب الصنوبر است

جلغوزه

حب الصنوبر كبار بود و در حا گفته شود

جلجلان مصرى

بيش است و گفته شد

جلجلان الحبشه

خشخاش سياه است و گفت شود

جلجنوجه

فوتنج برى است و گفته شود

جمهورى

صاحب منهاج گويد شراب انگورى بود كه سال بر آن گذشته باشد و صاحب جامع گويد شراب را چون بجوشانند و يكمن به نيم من آيد جمهورى گويند و مثلث يا دو دانگ آيد صاحب مخزن الادويه مىنويسد : آن شرابيست كه مثلث را با آب آن بجوشانند تا آب بسوزد و مدتى بگذارند پس استعمال نمايند و بعضى شراب انگور سه ساله را جمهورى گويند و ديگرى گفت آب انگورى است كه جوشانيده تا به نصف رسيده باشد پس در خم كرده شراب سازند

جمار

شحم النخله خوانند و قلب النخله نيز گويند و آن لب نخل است و بپارسى مغز درخت خرماست و دل خرما گويند و پيه خرما و بهترين آن تر و شيرين بود و طبيعت آن سرد و خشك است در اول و گويند در دوم قابض بود و خشونت حلق و اسهال و خون شكم را نافع بود و بر گزندگى زنبور ضماد كردن مفيد بود و وى قوت احشا مىدهد و مره صفرا را نافع بود و مضر بود به سپرز و دير از معده بگذرد و مصلح وى خرما بود يا عسل و گويند بدل وى حماض بود

جمار النهر

جار النهر است و گفته شد

جمان

جيلداروست و كيل دارو نيز گويند و آن سرخس بود و گفته شود

جمد

بپارسى يخ گويند و آن بعضى بر بعضى فضيلت دارد و بهتر است بسبب آبى كه از آن بسته مىشود اگر آبى تنك بود آن يخ نيك بود و اگر نبود بد بود و خواص وى و برف نزديك بود بهمديگر اما يخ لطيف‌تر بود
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى ) — صفحة 98 | علي بن حسين انصارى شيرازى / محمد تقى مير