تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩

باب التا

تانبول

تامول نيز گويند و تنبول خوانند و آن ورقى است مانند ورق نارنج و در دريا بسيار باشد و بسيار خورند و در طعم نزديكتر به قرنفل بود درد دهن را سودمند بود و بوى دهان خوش كند و اشتهاى طعام بازديد كند و باه را قوت دهد و دندان را سرخ كند و نشاط آورد و بدن را قوت دهد و خون بن دندان را بازدارد و معده و دندان و بن دندان را قوت دهد خائيدن وى صاحب منهاج گويد كه طبيعت وى سرد است در اول و خشك است در دوم قابض و مجفف بود و شريف گويد گرم است در اول و خشك است در دوم قوت جگر ضعيف بدهد و چون بخورند و بعد از آن بياشامند نفس را خوش كند و وحشت زايل كند و اهل هند بعوض خمر بعد از طعام تنبول خورند مفرح بود و غم زايل كند و بايد كه با كلس صدف‌پاره فوفل خورند و اگر بىكلس بود هيچ طعم وى درنيابند و تفريح نبخشد و تنبول خمر اهل هند است و رازى گويد بدل وى قرنفل خشك بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : تانبول لغت هندى است و تنبول و پان نيز نامند

تاسمضه

حماض است به زبان اهل بربر و در اترج گفته شود

تالسفر

حرف است و گفته شود

تاكوب

به زبان اهل مغرب الاقصى فرفيون است و به زبان ديگر گويند حب الاثل است و قول اول صحيح است

تاعندست

به زبان بربرى عاقرقرحاست
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى ) — صفحة 79 | علي بن حسين انصارى شيرازى / محمد تقى مير