خبازى گفته است
تحفه حكيم مؤمن مىنويسد : هندباى برى است و گويند قرصيعه است
بقلة الضب
بادرنبويه برى است و صفت آن گفته شد
بقلة الخطاطيف
صاحب جامع گويد عروق الصفر است اما آنچه محقق است دواء الخطا مىخوانند و آن ماميران است
صاحب تحفه مىنويسد : دواء الخطاطيف است و گويند عروق صفر است
بقلة القدس
فوتنج برى است
بكير
به لغت اهل هند خيارچنبر است و گفته شود
بلوط الملك
شاهبلوط است و گفته شود
بلوط
در وى قبض بيشتر بود كه در شاهبلوط و در قشر وى كه آن را جفت خوانند قبض زيادهتر بود كه در بلوط بهترين وى تازه فربه بود و گويند گرم بود در اول منفعت وى آنست كه منع نزف دم بكند خاصه جفت وى غذاى بسيار دهد و جهت صلابات با پيه بز كوهى نافع بود و چون بسوزانند جهت ريشها و قلاع نافع بود و شكم ببندد و طبيخ وى اگر كسى كه اسهال مزمن و قرحه امعا داشته باشد بياشامد سودمند بود و اگر زن طبيخ وى فرزجه سازد و به خود برگيرد سيلان رحم كه مزمن بود بازدارد اما بلوط غذاى ثقيل بد بود و دشوار هضم شود و صداع آورد و اسحق گويد از بيست درم زياده نبايد خورد و مضر بود بمثانه و مصلح وى آنست كه بريان كنند و با قند بخورند و بدل آن به وزن وى خرنوب نبطى بود
صاحب مخزن الادويه مىنويسد : بلوط به فتح با و ضم لام مشدده به لغت طبرستان دارمازى و به فارسى بالوط و بلغت عراق عفصيج و بلغت مصر ثمر الفواد نامند
لاتين
GLANDES QUERCI
فرانسه
GLANDS DE CHINE
انگليسى
ACORNS - ANCORNS
بليلج
بپارسى بليله بود و بهترين وى زرد و رسيده بود و طبيعت وى سرد بود در اول و گويند در دويم و خشك است در سيوم و در وى قوتى ملطف و قابض بود معده را قوت دهد و استرخا و رطوبت آن را نافع بود و معده را دباغت كند و شكم ببندد و بعضى گويند فقط ملين بود و روده را نافع بود و چشم را قوت دهد و اگر در چشم كشند آب رفتن بازدارد و در طبيعت نزديك است به آملج و بليلج كابلى و مقدار شربتى از وى سه درم بود و مغز وى نزديك بود به فندق و اسحق بن عمران گويد بدل آن آملج بود و گويند بدل وى دو دانك وزن آن هليله سياه و فاغيه خشك و دو دانك وزن آن آس
صاحب مخزن الادويه مىنويسد : هليلج را بهندى بهير نامند و آن ثمر درختى است مايل يا ستداره و سر آن اندك باريك و بزرگتر از عفص و پوست آن زرد اغبر و