عصارههاى وى در چشم كشند چشم را جلا دهد و رطوباتى كه از چشم روانه بود خشك گرداند و اگر بسيار خورند تاريكى چشم آورد و شكم نرم دارد اما باه را برانگيزاند و مولد رياح بود و بول براند اما دشخوار هضم بود و اگر بر گزندگى زنبور و عقرب ضماد كنند نافع بود و اگر با روغن گل و سركه و پوست جو بر ورم گرم ضماد كنند نافع بود و خوردن وى كرم در شكم پيدا كند و چون بخايند و در آفتاب نهند كرم از آن تولد كند و شريف گويد چون آفتاب به حمل نزول خواهد كند چون ويرا بخايند پياپى در آن سال از درد دندان ايمن باشند البته و اگر بخايند و در گوش نهند درد گوش ساكن كند و صاحب كامل آورده است كه خوردن وى را هيچ منفعتى نيست ضماد كردن منضج و محلل بود و از خوردن وى خلطى سودايى تر تولد كند و چشم را تاريك كند و مصلح وى بقلة الحمقا بود و بدل آن دو وزن آن سيسنبر
صاحب مخزن الادويه مىنويسد : لغت نبطى است و به عربى جوك و به فارسى ريحان كوهى و ترهء خراسانى و بهندى بابرى و بلغتى تلسى جنگلى نامند
لاتين
OCYMUM ALBUM
فرانسه
BASILIC BIANC
انگليسى
WHITE BASIL
بارورد
حجر اسبوس است و در اسيوس گفته شد
صاحب مخزن الادويه مىنويسد : به فارسى و بهندى باروت نامند و باصطلاح اهل مغرب زهرة الاسبوس است و در اسيوس گفته شد و باصطلاح اهل عراق اسم شوره است
بال
منعه ماسه است و گفته شود
بانلص
بابلص نيز گويند و آن را سوقا و ميفرافرود نيز گويند و او فعل يتوعات مىكند
باروق
اسفيداج رصاص است و گفته شد
بابارى
بيونانى فلفل سياه است و گفته شود
باطس
نوعى از عليق است و صفت عليق در باب عين گفته شود
بارسطاريون
فارستاريون گويند و آن رعى الحمام است و گفته شود و معنى بارسطاريون بيونانى حماماست
ببراله
زراوند طويل است و گفته شود
بقع
شراب مستكننده است صاحب منهاج گويد شرابى است كه از عسل سازند و صاحب جامع گويد شراب خرمايى است