تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
عصاره‌هاى وى در چشم كشند چشم را جلا دهد و رطوباتى كه از چشم روانه بود خشك گرداند و اگر بسيار خورند تاريكى چشم آورد و شكم نرم دارد اما باه را برانگيزاند و مولد رياح بود و بول براند اما دشخوار هضم بود و اگر بر گزندگى زنبور و عقرب ضماد كنند نافع بود و اگر با روغن گل و سركه و پوست جو بر ورم گرم ضماد كنند نافع بود و خوردن وى كرم در شكم پيدا كند و چون بخايند و در آفتاب نهند كرم از آن تولد كند و شريف گويد چون آفتاب به حمل نزول خواهد كند چون ويرا بخايند پياپى در آن سال از درد دندان ايمن باشند البته و اگر بخايند و در گوش نهند درد گوش ساكن كند و صاحب كامل آورده است كه خوردن وى را هيچ منفعتى نيست ضماد كردن منضج و محلل بود و از خوردن وى خلطى سودايى تر تولد كند و چشم را تاريك كند و مصلح وى بقلة الحمقا بود و بدل آن دو وزن آن سيسنبر صاحب مخزن الادويه مىنويسد : لغت نبطى است و به عربى جوك و به فارسى ريحان كوهى و ترهء خراسانى و بهندى بابرى و بلغتى تلسى جنگلى نامند لاتين
OCYMUM ALBUM
فرانسه
BASILIC BIANC
انگليسى
WHITE BASIL

بارورد

حجر اسبوس است و در اسيوس گفته شد صاحب مخزن الادويه مىنويسد : به فارسى و بهندى باروت نامند و باصطلاح اهل مغرب زهرة الاسبوس است و در اسيوس گفته شد و باصطلاح اهل عراق اسم شوره است

بال

منعه ماسه است و گفته شود

بانلص

بابلص نيز گويند و آن را سوقا و ميفرافرود نيز گويند و او فعل يتوعات مىكند

باروق

اسفيداج رصاص است و گفته شد

بابارى

بيونانى فلفل سياه است و گفته شود

باطس

نوعى از عليق است و صفت عليق در باب عين گفته شود

بارسطاريون

فارستاريون گويند و آن رعى الحمام است و گفته شود و معنى بارسطاريون بيونانى حماماست

ببراله

زراوند طويل است و گفته شود

بقع

شراب مست‌كننده است صاحب منهاج گويد شرابى است كه از عسل سازند و صاحب جامع گويد شراب خرمايى است