تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧

انفحة الدب

ابن زهر در خواص آورده است كه پنيرمايه خرس فربهى آورد چون بياشامند

انقرديا

برومى بلادر است و معنى وى آنست كه مانند دل است و آن را تمر البلادر گويند و در تا گفته شود

اورمالى

اومالى نيز گويند و بيونانى معنى آن دهن العسل است و عسل داود نيز گويند و آن روغنى باشد كه از ساق درختى حاصل شود مانند عسل بشيرينى و سطبرى و بهترين وى آن باشد كه كهن و بسته باشد و طبيعت آن گرم و تر است سودمند بود جهت جرب‌تر چون طلا كنند و درد مفاصل را نيز سود دارد چون در چشم كشند تاريكى را نافع بود و اگر بيست درم با چهاريكى آب بياشامند اخلاط خام براند اما خوردن آن سبات و استرخا آورد و بايد آن‌كسىكه خورده باشد تا عمل نكند نخواهد

اوداساليون

كرفس جبلى بود او را بيونانى جبل بود و ساليون كرفس و آن فطراساليون بود و گفته شود

اوقيمن

بيونانى بادروج است و گفته شود

اوقطاريون

غافث است و گفته شود

اونومالى

بيونانى شراب و عسل است

هليلج اصفر

بپارسى هليله زرد بود بهترين وى آنست كه فربه بود طبيعت وى سرد بود در اول و خشك است در دويم جهت چشم كه آب ريزد نافع بود بكشيدن در چشم و خوردن خفقان را نافع بود و مسهل صفرا بود و اندك بلغم نيز براند و شربتى از وى هفت درم بود اگر نقوع كنند و اگر غير نقوع از دو درم تا پنج درم دماغ و معده را نافع بود و مضر بود به سفل و مصلح وى اگر كوفته باب گرم خورند قند بود يا ترنجبين و اگر در مطبوخ بود عناب و سپستان و آلو و بدل آن پوست انار است ابن مؤلف گويد اگر پوست هليله زرد كوفته و بيخته بر بن دندان افشانند خون بازدارد و بيخ دندان محكم گرداند امليلج بگفته صاحب مخزن الادويه معرب هليله فارسى است و بهندى هروهره نامند فرانسه
MYROBALANS JAUNES
انگليسى
YELLOW MYROBALANS

اهليلج اسود

بپارسى هليله سياه بود و بشيرازى مويزك و بهترين وى هندى است طبيعت وى سرد است در اول و خشك است در دوم