باب الگاف
گاوچشم
بهار است و گفته شد
گاو زبان
گياهى است كه به عربى آن را لسان الثور خوانند نافع بود جهت فزع و بلغم زايل و مفرح بود و غم ببرد و باقى صفت وى در لام گفته شود
گربه
سنور است و گفته شد
گردكان
جوز است و در باب جيم گفته شد
گزانگبين
چيزى است مانند ترنجبين كه در فصل تابستان طلى است كه از آسمان بر ورق طرفا مىافتد و نيكوترين آن سفيد و بزرگدانه بود مانند مصطلى و اعلاى آن از بلا خونسار آورند و منفعت وى آنست كه مرطوبىمزاج را نافع بود و سرفه و خشونت سينه كه از رطوبات لزجه بود را سود دهد و اطفال شيرخوار را خوراندن سودمند بود و مشايخ را تنقل نمودن آن باعث قوت قلب و كبد است و ارسطاطاليس گفته بسيار خوردن آن كبد را مضرت است و مقدار مستعمل آن از هفت درم تا بيست و گفتهاند تا سى گرم زياد نيست و رازى گويد كه از بيست درم زياده خوردن خفقان آورد و چشم را تاريك كند و سرفه پديد آورد الله اعلم بحقايق الامور
صاحب تحفه و مخزن الادويه مىنويسد : گزانگبين شبنمى است كه بر درخت گز و ساير اشجار مىنشيند و منعقد مىگردد و آنچه بر درخت بيد منعقد مىگردد الطف است از آنچه بر درخت گز و بلوط منعقد مىشود