در مخزن الادويه مىنويسد : قرنفل به فتح قاف و را و سكون نون و ضم فا و قرنفول نيز و بيونانى غرنيواس و برومى قرفلون و به فارسى ميخك و بهندى لونك و بانگريزى كلوف نامند و آن ثمر درختى است كه در جزيره جاوه و بتاويه بهم مىرسد درخت آن شبيه درخت كنار است ابو ريحان در صيدنه مىنويسد : بعضى از قرنفل نر و بعضى ماده است و ميوهء نبات قرنفل به هيأت چهارسو بود و به غنچه ناشكفته ماند و آنچه نر است بهندى اورالونكهل گويند و ديگرى لونك نيز نامد
لاتين
CARYOPHYLLI
فرانسه
CLOUS DE GIROFLE
انگليسى
CLOVES
قريض
بذر الانجره بود و گفته شد
قرنفل بستانى
فرنجمشك است و گفته شد
قرفه قرنفل
قرفة الطيب خوانند و پوست هر چوب درختى بود كه آن را قرفه خوانند و قوت وى نزديك بقرنفل بود و آن پوستى سبز بود از قرنفل ضعيفتر بود به فعل و طبيعت آن گرم و خشك است در دوم و گويند در سئوم و گويند معتدل بود در حرارت و برودت و بدل وى قرنفل بود
قرومانا
كروياى برى بود و كروياى جبلى نيز گويند و مؤلف گويد بشيرازى تخم توخره خوانند و تخم بدران گويند و در طعم وى تلخى بود و نيكوترين آن تازه زرد بود و فربه و طبيعت آن گرم بود در سئوم و خشك بود سينه را پاك كند از اخلاط و چون باب بياشامند درد گرده و عسر البول و قولنج را موافق بود و گزندگى عقرب و مجموع گزندگيها را نافع بود يك درم با بيخ غار سنگ گرده بريزاند و چون سحق كرده با سركه بر جرب و سعفه طلا كنند زايل كند و دخان وى بچه در شكم بكشد و مقدار ماخوذ از وى يك مثقال بود و گويند مضر بود و به سپرز و مصلح آن انيسون بود و بدل آن ادخر و حرمل بود و گويند بدل مشكطرامشيع بود
صاحب مخزن الادويه تحت عنوان كرويا مىنويسد : بضم كاف و را و سكون واو و فتح يا معرب كراوياى لاطينى و يا كراوى سريانيست و بيونانى از حميون و برومى فادرونى و به عربى تقده و تقود و كمون رومى و بعضى كرنياد و كرنقاد و به فارسى كرويه و زيرهء رومى و شاهزيره نامند و ديسقوريدوس قاروا ناميده است و آن تخم نباتيست بستانى و برى
ابو ريحان در صيدنه تحت عنوان قردمانا مىنويسد : بعضى قردمانا را قرطمانا گويند و بلغت رومى او را قردامومون گويند و كروياى رومى است
باز صاحب مخزن الادويه تحت عنوان قردمانا مىنويسد : بضم قاف و كسر دال قردمانى و قردامون نيز آمده و لغت يونانى است و آن كروياى دشتى است
قرقو
زعفران بود و گفته شد
قرقومعما
قرقومعا نيز گويند و آن ثفل روغن زعفران بود بيونانى بهترين آن خوشبوى فربه سياه بود كه هيچ چوب در وى نبود و چون به آب بگدازد بلون زعفران بود و چون بخايند دندان را رنگ كند رنگى سخت كه باقى بماند و وى مسخن و منضج بود و خشك بود در سئوم بول براند و تاريكى چشم زايل كند
صاحب مخزن الادويه تحت عنوان قرقومغما مىنويسد : بفتح قاف و سكون را و ضم قاف و سكون را و فتح ميم و سكون غين و ميم دالف و قرقوغما نيز آمده و لغت يونانيست و آن ثقل دهن زعفران است در تحفه فرقومعما ذكر شده است
قرقرون
سعد بود و گفته شد