فلاح و رجل الفروج و به فارسى كاكل و كاكسر و شابانك و نيز به فارسى و بتركى شور و بيونانى مروسيمون و برومى آوردقيون نامند
قاتل النمر
خانق النمر است و گفته شد
در تحفه اضافه مىكند كه نزد بعضى مازريون سياه است
قاتل النمل
نيلوفر است و گفته شد
قاتل ابيه
بداسقان و بدكشان گويند و گفته شد
صاحب تحفه اضافه مىكند كه نزد بعضى قطلب است
قاتلتف
نوعى از اشق است و گفته شد
قاتل الكلب
ادراقى خوانند و آن الكلب بود و گفته شد
قاره
بيونانى سطاخينس گويند و گفته شد
قاتل العلق
نوعى از آناغلس بود كه زهر ازرق بود و آن آذان الفار بود و گفته شد
در تحفه مىگويد كه : شكوفه او كبود باشد و نزد بعضى مرزنجوش است
قاتل الذئب
خانق الذئب بود و گفته شد
قاطون
ارميناست و گفته شد
قاوند
قيونه خوانند و به پارسى پيه قاوندى گويند و روستائيان شيراز آن را شرنيلى گويند و آن را از هندوستان آورند مانند پيه بسته بود طبيعت وى گرم بود درد پائى كه از سردى بود ماليدن آن سود دارد و سرفهء كهن سرد و درد خاصره و پشت كه از سردى بود چون يك درم از وى در حسو كنند و بياشامند نافع بود و ماليدن نيز سود دهد و صاحب جامع گويد وى را از ثمر