تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
اسم خوانند و صفت هريك در محل خود گفته شود و بعضى گفته شد

عهن

صدف است در لغت و گفته شد

عيون الديكه

حبى است سرخ مدور كه از طرف هند آورند مؤلف گويد ثمر درخت بقم است و آن را بپارسى چشم خروس گويند و طبيعت آن گرم و تر بود باه را قوت دهد و منى زيادت كند چون يك درم از وى بياشامند ابن مؤلف گويد در كوفتگى اعضا چون به آب بمالند تا غليظ شود و طلا كنند بغايت موافق بود

عيزران

زعرور بود و گفته شد

عين الديك

گويند خردل است و بتحقيق تخم آنست

عين الهدهد

اسم نباتيست بافريقيه كه معروف بود به آذان الفار رومى و نزديك ايشان مجرب است جهت عرق النسا چون با دنبهء كبش بخورند

عين البقر

اهل مغرب و اندلس اجاس را عيون البقر خوانند و ابو حنيفه گويد كه نوعى از انگور سياه است بزرگ مدور كه صادق الحلاوت نبود

عيقام

شجر دلب بود و گفته شد

عسوب

مرزنگوش بود و گفته شد

عيدان البطيات

چوب عصى الراعى بود و گفته شد

عين الدب

شريف گويد چشمهاى خرس چون در خرقه بندند و بر چشم صاحب تب ربع بياويزند تب از وى زايل شود و اين بخاصيت است و الله اعلم