تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١

عصارهء البنج

عصارهء عوسج بود

عصارهء شجرة الجوز

بدل آن مرزنجوش بود

عصارة الطراثيث

سرد و خشك بود و قابض و بدل آن عصارهء قرط بود كه آن اقاقيا بود

عصفور الشوك

و عصفور السياح نيز گويند و آن طروعلوقطس است و گفته شد

عضرس

خطمى برى بود و گفته شد

عضابه

عصابه نيز گويند و آن ضب بود و گفته شد

عضاة

در لغت اسمى است كه صادر شده بر هر درختى كه خارناك بود مانند عوسج و قثاد و قرط و سدر و امثال آن

عضل

بهترين گوشت مواشى بود كه آن را بشيرازى شكك خوانند و زود هضم شود بواسطهء اعتدال رطوبت عصب كه با وى آميخته بود

عطفل

ضومران بود و گفته شد

عطب

قطن است و گفته شد

عطارد

سنبل رومى است و گفته شد در تحفه مىنويسد : بلغت اكسيريان روح توتياست و بعضى زيبق را به اين اسم مىخوانند