عصارهء البنج
عصارهء عوسج بود
عصارهء شجرة الجوز
بدل آن مرزنجوش بود
عصارة الطراثيث
سرد و خشك بود و قابض و بدل آن عصارهء قرط بود كه آن اقاقيا بود
عصفور الشوك
و عصفور السياح نيز گويند و آن طروعلوقطس است و گفته شد
عضرس
خطمى برى بود و گفته شد
عضابه
عصابه نيز گويند و آن ضب بود و گفته شد
عضاة
در لغت اسمى است كه صادر شده بر هر درختى كه خارناك بود مانند عوسج و قثاد و قرط و سدر و امثال آن
عضل
بهترين گوشت مواشى بود كه آن را بشيرازى شكك خوانند و زود هضم شود بواسطهء اعتدال رطوبت عصب كه با وى آميخته بود
عطفل
ضومران بود و گفته شد
عطب
قطن است و گفته شد
عطارد
سنبل رومى است و گفته شد
در تحفه مىنويسد : بلغت اكسيريان روح توتياست و بعضى زيبق را به اين اسم مىخوانند