باب الظا
ظفرا
و ظفيره فودنج برى بود و گفته شود
صاحب مخزن الادويه مىنويسد : ظفره لغت عربيست به ضم ظا و آن را تستر نيز نامند جهت آنكه در تستر كه به فارسى شوستر نامند و از بلاد فارس است بسيار مىشود و آن را به فارسى علف داغ نيز نامند
ظفيرة العجور
ثمر خسك بود و گفته شد
ظليم
مذكر نعامه بود و در نون گفته شود
ظلف المعز
سم بز سرد و خشك بود در سئوم داء الثعلب را نافع بود چون خاكستر آن را با سركه طلا كنند و اگر سحق كنند با شراب بر گزندگى مجموع جانوران و سباع نهند نافع بود و اگر سحق كنند و با عسل طلا كنند بر مفاصل درد آن را ساكن گرداند و نقرس را هم همين سبيل و اگر به بول كودكان بپزند و بر شكم ضماد كنند قولنجى كه از بلغم لزج بوده و در رياح نافع بود و مسهل آب زرد بود
صاحب مخزن الادويه مىنويسد : ظلف بكسر ظا لغت عربيست به فارسى زنكله و كفشك و سم و سنب گويند برومى اكيدون و بهندى كهر و تداول نزد فارسى آنست كه سم بمعنى حافر است نه ظلف و بعضى سم شكافته را نامند و صاحب اختيارات بديعى گفته ظلف را به فارسى به شك گويند
ظلف التيس
سم دكه چونكه بسوزانند و سحق كنند و با عسل بسرشند و به آب بياشامند نافع بود جهت كميز كردن كودكان در جامه