تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى ) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥
است « 1 » بعد از آن خارزمى بعد از آن گيلانى منفعت وى آنست كه شكم را ببندد بستنى باعتدال اما برنج سرخ شكم را محكم ببندد و برنج كربالى چون بشويند و با روغن بادام يا دنبه يا روغن كنجد بپزند سودمند بود جهت گزندگى معده و اگر به آب خسك دانه بپزند سده متولد نكند و طبيعت را نرم دارد و اگر بآبى كه برنج سرخ در وى جوشانيده باشند با بعضى ادويه قابض حقنه كنند سجح روده را نافع بود اما برنج سفيد لون روى صافى كند و بدن را فربه كند اما مضر بود باصحاب قولنج و مصلح آن شير تازه است با روغن و صاحب تقويم گويد مصلح آن عسل و شكر سرخ است و جالينوس گويد شكم را ببندد و چون با شير بپزند منى بيفزايد ديسقوريدوس گويد برنج فارسى نافع بود جهت خون شكم و علت گرده و مثانه و احتقان رحم و تذجر را بغايت نافع بود و جالينوس گويد بدل آن پست جو است ( 1 ) - كربال قصبه است نزديك شيراز كه برنج آن مرغوب و معروف است صاحب مخزن الادويه مىنويسد : ارز بضم همزه معرب اورراء و اوريز يونانيست و بسريانى روزى و به عربى ثمن و بتورانى كرنج و بهندى چاول نامند لاتين
ORYZA SATIVA
فرانسه
RIZ
انگليسى
RICE

اريزبرنه

دوائيست مانند پياز شكافته كه از سيستان خيزد و منفعت وى آنست كه چون بر بواسير طلا كنند نافع بود و اگر بياشامند خون حيض براند به قوت

اراه

مصطكى است و خلال نيز گويند و آن علك رومى است و كبه نيز گويند و گفته شود

ارشد

حجر النور است و گفته شود

اروم

اذريون است و گفته شود

ارسطوخيا

زراوند طويل است و اين اسم مشتق از ارسطوست و درزا گفته شود

اروفيالى

نباتيست صحرايى كه در طلا به كار برند جهت گزندگى جانوران خاصه زنبور و جهت درد چشم طلا كردن نافع بود و آن قثا الحمار است و گفته شود

ارميثا

طيا گويند و آن نوشادر است و گفته شود

ارقان

ارفون است و رقان و ايرقان و فعوليون و برنا و يرنا جمله اسم حنا است و در باب حا گفته شود