انجدان رومى : لاتين
LIGUSTRICUM LEVISTICUM LASERPITIUM GERMANICUM
فرانسه
LIVECHE
انگليسى
LOVAGE
سطيعون
زفرا است و گفته شد
سطيد
عود بلسان است و گفته شود
سطرونيون
گويند آن كندش است و مؤلف گويد نوعى از كندش بود و آن را اذريون گويند و گفته شد در الف و اگر از آب بيخ وى دو قطره در بينى چكانند درد دندان را نافع بود و چون با جاوشير و بيخ كبر بياشامند سنگ مثانه بريزاند و با بول بيرون آورد و ورم سپرز بگدازاند و چون زن به خود برگيرد بول و حيض براند و بچه بكشد محكم و چون با سويق و سركه ضماد كنند بر جرب ريش شده نافع بود و وى محرك عطسه بود و چون سحق كنند و با عسل بياميزند و سعوط كنند فضول بلغمى را از سر بكشد تا بدهن و طبيعت وى گرم و خشك بود نزديك بدرجه چهارم و بغايت معطس بود و در سفيد كردن صوف و كتان نيكو بود و بپارسى وى را گليمشوى گويند و قصبشوى خوانند و در عرطنيثا گفته شود و بشيرازى آن را چوبك اشنان گويند و بدل آن در الف گفته شد
صاحب تحفه مىنويسد : سطرونيون نباتى است كه اكثر در گندمزار مىرويد و اسمى است يونانى و او غير از كندش است
سطراطيوطس
نباتى آبى است كه وى را بيخ نيست و بر روى آب پيدا شود و ورق وى مانند ورق بادرنبويه بود و كوچكتر و از نعناع بزرگتر و طبيعت وى سرد و تر بود و چون بياشامند خونى كه از گرده آيد ببندد چون با سركه ضماد كنند منع ورم از جراحتها بكند و حمره و ورمهاى بلغمى را نافع بود
صاحب مخزن الادويه مىنويسد : سطراطيوطس لغت يونانى است و به هندى جل كنبهى نامند
سطراك
سطواك نيز گويند و آن زرنباد است و گفته شد
سطاح
هر نباتى كه بر روى زمين گسترده بود آن را سطاح گويند چون حرشا و امثال آن
سطركا
اسطرك و سطرك نيز گويند و گفته شد
صاحب تحفه مىنويسد : سطركا لغت سريانى است و آن ميعهء يابسه است
سطاريون
قوسطاريون گويند و بپارسى برابر آن خوانند و آن گياهى است طبيعت آن گرم و تر بود ورم سرد بگدازاند چون بكوبند و