سبز و سه تا پنج درم مورد اضافه كنند وزن موى خود را بدان غلاف سازد و بن موى به آب مورد كه آن را حل كرده باشد تر كند قوت موى بدهد و از تساقط منع كند بخاصيتى كه در وى باشد و اگر بياشامند نيم مثقال معده و امعا را پاك گرداند و اگر بر ورم خصيه و ذكر بر سركهء خمرى طلا كنند نافع بود و ديسقوريدوس گويد بخاصيت موى را قوت دهد و خوردن وى گويند مضر بود به سر و مصلح وى زعفران بود و بدل آن به وزن آن فيلزهرج و دو دانك آن بيخ نى
صاحب مخزن الادويه ساداوران را معرب از سياهداران نامد يعنى سياهى درختان و به عربى گويد سواد الحكام گويند و سواد القضات چون از آن قسم مداد ترتيب دهند و آن چيزى سياه مايل بسرخى و براق شبيه به شيح باشد با اندك تلخى و در جوف درختان هند بهم مىرسد و آنچه از درخت نارگيل هم رسد را بهتر مىداند
ساج
شريف گويد درختى است در هندوستان و هيچ درخت از وى بزرگتر نبود و چوب وى صلب بود و سياه و طبيعت آن سرد و خشك بود چون بسوزانند و در آب ماميثا اندازند و پيش از آن سحق كنند و بپزند و در چشم كشند قوت حدقه دهد و ورم اجفان را نافع بود و چون چوب وى حل كنند با آب سرد و در سر مالند صداع گرم زايل همچنين بر ورمهاى صفراوى دموى ماليدن بگدازاند خاصه چون با آبى كه طبيعت وى سرد باشد بود و از ثمر وى روغنى سازند كه معروف بود بدهن الساج و غش نافهء مشك بدان كنند و بدان غرص كنند و پيدا نباشد الا آنكه وزن آن زياده كند و فشارهء چوب وى چون بياشامند كرم از شكم بيرون آورد و بقوتى كه در وى است
صاحب مخزن الادويه مىنويسد : ساج بهندى سال و ساكون نامند و آن درختى به قدر درخت چنار و سرخرنگ و صلب مائل بسياهى و كثير الورق و خوشبو برگ آن بزرگ و عريض و اندك طولانى و ثمر آن به قدر قوقلى و پستهء و اندك طولانى و در كوهستان مىشود و ثمر آن را جوش داده و مىخورند
سانقه
پرسياوشان است و گفته شد
ساساراكشت
بذر الانجره است و گفته شد
سام ابرص
صوار خوانند صاحب جامع گويد وزغ است و سهو كرده وزغه سم مهلك است و سامابرص موذى نيست و به شيرازى ماترنك خوانند و باصفهانى مالمالى و طبيعت آن گرم و خشك بود و بهترين آن بود كه در بستانها بود چون بشكافند و بر گزندگى عقرب نهند درد ساكن كند و گويند چون خشك آن باز زيت بياميزند و طلا كنند و بر سر كل موى بروياند و بول وى و خون وى فتق كودكان را بغايت نافع بود چون بپزند و در آن بنشينند و همچنين بول و خون وى با قدرى مشك در سوراخ قضيب كودكان چكانند بغايت سود دهد فتق را و جگر وى چون بر سوراخ دندان نهند درد ساكن كند و چون بكوبند و بر موضع سهام نهند بيرون آورد
صاحب مخزن الادويه مىنويسد : به شيرازى ماترنك و با اصفهانى مالمالى و بهندى چهچكلى و در بنگاله تكتكى نامند و آن اسم وزغه است و ليكن مصطلح آنست كه برى آن را سامابرص و بلدى را وزغه مىنامند كه به فارسى چلپاسه و آن كوچكتر از چلپاسه و شبيه به حردون و با نقطههاست و سميت آن به حد سميت چلپاسه نيست
وزغ به لاتين
RANA TENPORARIA
فرانسه
GRENOUILLE VERTE
انگليسى
FRENCH FROG
ساساليوس
ساساليون و سياليوس نيز گفته شود
سالامندرا
نوعى از عظايه است چهار پاى دارد و در كان نشادر بسيار بود و دنب وى كوتاه بود و آن بزرگتر و پهنتر از سامابرص