كنند البته زايل كند و هم اين رطوبت اگر بر قوباى خشك مالند نرم گرداند و شش مضر بود بمعده و آلات بول و مصلح وى حب آلاس و شكر بود
صاحب مخزن الادويه مىنويسد : ريه بكسر را و فتح يا به فارسى شش و بهندى پهيپره و تركى ابكمه نامند
رية الثعلب
شش روباه چون با سركه و عنصل بخورند ربو و ضيق النفس را سود دهد
رية الخزير و الجمل
شش خوگ و شتر چون بسوزانند و خاكستران بر سجح كه حادث شود در پاى به سبب موزه نافع بود و اگر سوخته همچنان گرم بران نهند نافع بود و شش خرس همين عمل كند و منع تورم نيز بكند و خاكستر شش خوگ چون بر جرب تر افشانند سودمند بود
رية الحمار الوحشى
شش خرگور چون خشك كنند و بكوبند و بياشامند ضيق النفس و سرفه را نافع بود
رية البحر
قلومن بلاسوس آن چيزى است كه در ساحل دريا يابند مانند آبگينه چون تر بود و سحق كنند و بر نقرس ضماد كنند نافع بود و شقاق كه در دست و پاى باشد بسبب سرما چون بر آن ضماد كنند نافع بود
ريحان
ريحان الملك و ضيمران هم گويند بپارسى شاهسفرم گويند بواسير را نافع بود در شين گفته شود
ريحان سليمان
جسفرم و جماهو سليمان نيز گويند و نبات وى در كوهستان فارس و اصفهان بود مانند شبتتر و ورق وى مانند خطمى بود و فقاع وى كوچك بود مانند لبلاب بر درخت پيچيده شود و وى مجفف و لطيف بود با سركه بر جمره طلا كنند سود دهد و بر ورمهاى بلغمى و نقرس و بواسير طلا كردن نافع بود و لقوه را مفيد بود و بر گزندگى عقرب طلا كردن نافع بود و چون زن با روغن گل به خود برگيرد درد رحم را بغايت نافع بود و ابن ماسويه گويد طبيعت وى گرم بود و بواسير ظاهر و باطن را سود دارد و ابن مولف گويد ابو ريحان آورده كه طبيعت وى گرم و خشك بود تا چهارم از آنست كه سرما بر وى غلبه نكند و عمر وى دراز بود و اگر بروزگارها آب نيابد بشكيبد و هر درخت كه در پهلوى وى بكارند از وى آب بستاند و بسيار از وى صداع آورد و مصلح وى روغن نيلوفر و كافور بود و بدل آن مرزنگوش است و گويند بدل آن نيم وزن آن شيح است و نيم وزن آن عنب الثعلب است
ريحان داود
ريحان دارو نيز گويند و آن آذان الفار بود و گفته شود
ريحان الكاور
كافور يهودى و شجر الكافور نيز خوانند و بپارسى سوسن گويند و آن نوعى از درخت است و نبات وى بيشتر در خراسان بود و گل وى مانند گل خرما بود و ورق وى مانند ورق كاسنى صحرايى بود و ورق وى و گل وى بوى كافور كند قوى چون ببويند