تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠

رعدا

دانه‌ايست كه در ميان گندم مىباشد و آن را از گندم پاك مىكنند و مضر بود خوردن آن و بشيرازى آن را مر خوانند و بپارسى حسد است و گفته شد

رعوة الحجامين

اسفنج است و گفته شد

رعوة القمر

بزاق القمر است و زبد القمر نيز گويند و آن حجر القمر است و گفته شد

رعوة الملح

زبد الملح گويند و قوت وى زياده از قوت ملح بود و محلل و ملطف بود

رعوة ماء الملح

در غايت حرارت و حراقت بود و باشد كه بسوزاند

رق

سلحفات بحرى است و گويند سلحفات برى و در سين گفته شود

رقاقين

گويند جفت آفريده است و بعضى گويند لعبه برى است و بعضى گويند خصى الثعلب است و صفت هريك گفته شود در تحفه رقاقص نوشته شده است

رقعا

سرخس است و گفته شود

رقعه

هر دارويى كه جبر كسر كند آن را رقعه خوانند مثل انجبار و بنتو و خامااقطى و رقعه خاص اسم بيخى است سرخرنگ صلب و طبيعت آن سرد و خشك است چون بكوبند و يك مثقال از آن در دو بيضه نيم‌برشت سه روز پياپى بخورد موافق بود قوتى و حسوسى كه در بدن پيدا شود بسبب افتادن يا زخم يا برداشتن چيزى سنگين

رقاع يمانى

بجوز القى ماند اما سروى شكافته بود و مثلث‌شكل و بهترين آن بود كه رسيده بود و طبيعت آن گرم و خشك است مقئى بلغم و رطوبات معده بود و خلطهاى غليظ لزج بيرون آورد صاحب مخزن الادويه تحت عنوان رقعه يمانى مىنويسد : بفتح را آن را رقاع نيز نامند و گويند درختى است به قدر درخت گردكان و برگ آن مانند برگ چنار و ثمر آن شبيه به انجير و به قدر انار و دانهء ثمر آن مانند انجير و با شيرينى و ماكول و انطاكى نوشته كه در مصر مشهور به انجير افرنجى است و آن را انجير هندى نيز گويند حكيم مير محمد مومن در تحفه نوشته است كه از اين ظاهر مىگردد كه انجير بغدادى باشد
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى ) — صفحة 190 | علي بن حسين انصارى شيرازى / محمد تقى مير