صاحب مخزن الادويه و تحفه هر دو دج را كبك درى مىدانند و بشيرازى طخا و در تنكابن كوهكرك گويند
لاتين
TETRAGALLUS CANCASIENS
فرانسه
PERDRIX
انگليسى
PARTRIDGE
دجر
لوبياست و گفته شود
دخيسا
گويند سنگى است و گويند دهن البلسان است و هر دو را به اين اسم خوانند
در تحفه درخيسا آمده است
دخن
بپارسى ارزن گويند و به شيرازى الم و آن نوعى جاورس است و طبيعت آن سرد و خشك است در دويم و گويند در سيوم و گويند گرم است شكم ببندد و بول براند و غذاى اندك دهد و اگر بشير تازه بپزند خشكى وى كمتر بود و غذا بيشتر دهد ليكن سده و سنگ گرده پيدا كند و مصلح وى قند بود و سويق وى قطع قى كند و اسهال كه از صفرا بود و اسحق گويد مضر است به شش و مصلح وى مصطلى بود و شاپور گويد بدل آن برنج است
صاحب مخزن الادويه گويد : دخن بضم دال و سكون خا و نون به فارسى ارزن و بشيرازى الم و بهندى كنكنى گويند
لاتين
PANICUM MILIACEUM
فرانسه
MILLET
انگليسى
MILLET
دخان
بپارسى دود گويند مجموع دخانها مجفف بود و در وى اندك بقيتى نارى بود و بقوتترين دخانها دخان قطران بود پس زفت پس ميعه بعد از آن مر بعد از آن كندر و دخان كندر در ادويهها جهت ورم چشم استعمال كنند كه در وى قرحهء بود و آن قرحه را پاك گرداند و گوشت بروياند و در كحلها نيز مستعمل كنند جهت منع موى زيادت كه در چشم بود بىآنكه رمد بود و دخان قوارير گرم بود قطع سبل بكند و روشنايى چشم بيفزايد
صاحب مخزن الادويه مىنويسد : دخان با ضم دال بهندى دهوان خوانند و آن اجزاى لطيف حار يابس است كه از اشيا در حين سوختن و گداختن متصاعد گردد
دراج
گوشت وى معتدلتر از گوشت تذرو و فاخته بود و فاضلتر و لطيفتر و خشكتر از گوشت تدرج بود و حرارت كمتر منى را زيادت كند و شكم ببندد و دماغ و فهم زيادت كند و مصلح ناقهان بود و دراج را به شيرازى كبك كر خوانند و ابن مؤلف گويد دراج هندى را مرغ مقتول خوانند
صاحب مخزن الادويه مىنويسد : دراج بضم دال و فتح راى مشدده بهندى تيتر نامند و در هند چهار نوع مختلف بود
لاتين
ATTAGEN FRANCOLINUS
انگليسى و فرانسه
FRANCOLIN
درافن
دراقن نيز گويند بلغت اهل شام خوخ است
دردى الخمر
دردى شراب است بهترين وى درد شراب كهن بود و طبيعت وى گرم و خشك بود محلل اورام بود و كلف و نمش زايل