تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
در هر ديگ و كاسه بود مگس گرد آن نگردد و جهت معده و جگر سرد بغايت نافع بود و قوت اعضاى باطنه بدهد و گويند مضر است به دل و مصلح وى كثيرا بود و چيزها چرب و صاحب تقويم گويد مضر بود به حجاب سينه و مصلح وى صندل و طباشير بود و بدل وى خرفه و قرنفل بود و اسحق بن عمران گويد بدل وى دارچينى بود و گويند بدل آن قرنفل بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : خولنجان را خسرودارو گويند و بتركى قرغات و بهندى كليجن و كلاجن نامند و آن بيخى است سرخ تيره پرگره تندطعم تند بود و لذيذ و با حدت و آنچه بتحقيق رسيده بيخ درخت تانبول است كه بهندى پان نامند شلمير تحت عنوان خولنجان مصرى و ريشه جوز آن را به : لاتين
ALPINIA GALANGA
يا
GALANGA MAJOR
نامند فرانسه
GRANDE GALANGA - GALANGA DE L , INDE OU G . DEJAVA
انگليسى
GALANGAL

خولان

حضض است و گفته شد

خوخ

بپارسى شفتالو گويند و بهترين آن بود كه استخوان سهل از وى جدا شود و وى زودتر هضم شود و آن را نوعى از آلو خوانند از معده زود بگذرد و آنچه صلب بود و استخوان به گوشت چسبيده بود غليظ بود و دير هضم شود و طبيعت وى سرد و تر است در آخر درجه دوم و گويند در آخر اول ملين بود و در وى قبضى بود آنچه پخته بود ملين بود و معده گرم را نيكو بود و آنچه عفص بود قابض بود و اگر خشك كنند قبض در وى زيادت بود و آنچه خشك بود بجوشانند و طبيخ وى بياشامند قطع سيلان فضول از معده بكند اما خشك وى دير هضم شود و آنچه تر بود و رسيده اشتهاى طعام بازديد كند و گرم و خشك‌مزاج را باه زيادت كند و تبهاى محرقه را سودمند بود و حرارت بنشاند و تشنگى زايل كند و فساد وى چون فساد زردآلود نبود و لذيذتر از وى بود اما غذاى وى غليظ از غذاى او بود و رطوبت وى زود متعض شود و مولد بلغم بود و اولى آن بود كه بعد از خوردن وى زنجبيل مربا خورند با عسل و شراب ريحانى و اگر ورق وى با بهار وى بكوبند و آب آن بياشامند حب القرع بكشد و كرمها را صاحب مخزن الادويه مىنويسد : خوخ به فارسى شفتالو و بهندى آرو نامند و آن دو نوع است آنچه پوست آن نازك و رنگارنگ و سفيد و سرخ و زرد و مزغب و از گوشت جدا گردد آن را هلو نامند و غير آن را شفتالو كاردى و شفتالو نيز دو نوع مىباشد لطيف و شاداب و غير لطيف و شاداب و همه اجزاى درخت آن تلخ مىباشد لاتين
PRUNUS PERSICA - BRUGNON - AMYGDALUS PERSICA
فرانسه
PECHE
انگليسى
PEACH - NECTARINE

خوخ اقرع

گويند سادج هندى بود و گفته شود

خوخ فلتق

استه قاقله است و گويند هيل بويا است كه آن قاقله كوچك است و گفته شود

خوخ سياوشان

دم الاخوين است و گفته شد

خرزهرج

سم الحمار است و به شيرازى خرزهره گويند و آن دفلى است و گفته شود

خوض

ورق مقل بود و نخل نارگيل و امثال آن خوانند