خبث الرصاس
قوت وى مانند رصاص محرق بود طبيعت آن سرد و خشك است و جهت ريش چشم سودمند بود و بدل آن اسفيداج رصاص بود
خترق
افسنتين است و گفته شد
ختم الملك
خواتيم الملك گويند و آن طين مختوم است
خثاء البقر
زبل البقر است و بپارسى سرگين گاو گويند چون بر ورمهاى غليظ نهند تحليل كند و بسوزانند و بر سوراخ بينى نهند با سركه خون رفتن بازدارد و مجموع زهرها را نافع بود چون بخورند و گرم بر بدن نهند و رها كنند تا خشك شود بعد از آن برگيرند و ديگر تازه نهند چند نوبت و چون بر پاى منقرس نهند با خاكستر و زيت سود دهد و بر گزندگى زنبور و نحل بغايت نافع بود و مستسقى بياشامند نافع بود خاصه كه در فصل بهار بود و چون خشك كرده زن بدان بخور كند زادن بر وى آسان شود و بچهء مرده بيندازد و بچهء زنده بكشد و در خواص ابن زهر آورده است كه چون بر ثاليل بندند قطع كند
خدريق
عنكبوت است و گفته شود
خداع الرجال
بذر البنج است و گفته شد
خردل ابيض
اسفندان سفيد است و گفته شد
خرو الحمام
جوز جندم است و گفته شد
خرقى
خلر است