اول و ورق وى چون با سركه بياشامند صرع را نافع بود و تقطير البول را سود دهد و ورق وى ضعيفتر از گل وى بود و صمغ وى كهربا بود و تخم وى لطيفتر از صمغ بود و آن را سرو خوانند و ورق وى چون با سركه بر نقرس ضماد كنند بغايت نافع بود و تقطير البول را سود دهد و ثمر وى منع آبستنى بكند و شيخ الرئيس گويد كه وى لطيف بود و سخت گرم نيست و يك مثقال ثمرهء وى عرق النسا را نافع بود و اسحق گويد يك مثقال از ورق وى بعد از ظهر با سركه سودمند بود جهت آبستنى
در مخزن الادويه آمده است كه : حور بضم حا درختى است شبيه بدرخت خرما برگ آن مانند برگ بيد و از آن باريكتر و پوست آن زرد و گل آن خوشبو و دانهء آن مانند گندم و بلغت اندلس آن را سردوله نامند
حومر
و حمر نيز گويند و آن تمر هندى است و گفته شد
حوارى
آرد گندم سفيد بحرير بيخته بود
حوجم
اسم عربى ورد احمر است
حوران و حوفران
اين هر دو اسم طرخون است و گفته شود
حومانه
اسم عربى طرفين است و گفته شود
حور اسفندار
بستانافروز بود و گفتهاند طرخون است
حيه
مار است و انواع آن بسيار است و آنچه در ترياق مستعمل بود افعى است و قرص افعى از وى سازند و صفت وى در مركبات گفته شود
حيوة المولى
قطران است و گفته شود
حى العالم
ابرو خوانند ابرو الحى ابدا يعنى هميشه زنده و هرگز ورق آن نيفتد و پيشبهار نيز گويند و بعضى گويند بستانافروز است و بعضى گويند تخم آن است و اين هر دو خلاف است و آنچه محقق است نوعى از رياحين است كه در تبريز بسيار مىباشد و دايم سبز بود و حى العالم دو نوع بود كوچك و بزرگ و ديسقوريدوس گويد سه نوع است يك نوع كوچك خودرو بود كه جايهاى سايه و بن ديوارها و كوهها رويد و قضبان وى كوچك بود و يك شاخ بيش نبود و ورق بسيار بدان بود و به قد يك وجب بود و گل