بود . بايد كه از سياه پرهيزند كه زهرست .
و خوردن انطاكى شربتى نيم دانگ تا دانگى بيش نباشد خورد « 1 » كه بيم هلاك باشد .
افيون
اگر حبّهاى افيون بگيرند و اندر نبيذ كسى را دهند به غايت مست شود و بخسبد .
و اگر مقدار دو دانگ سنگ افيون « 2 » همچنان كسى را دهند چون بخورد بميرد .
و اگر افيون با سركه بسايند و بر گزيدگى زنبور نهند درد بنشاند . « 3 »
و اگر با نبيذ بسايند و در بينى خرى كنند « 4 » صرعش برسد و بانگ بسيار كند .
و شربت افيون كه زهر ( خورده ) را دهند دو مثقال « 5 » بود .
سندروس
اگر ( سندروس ) بكوبند تا چون غبار شود و اندر پارهء پوست كنند و در دهان نهند و شمع افروخته را در « 6 » دست گيرند و آن سندروس در روشنايى شمع بدمند آتشى بزرگ از آن برخيزد چنانك هركجا كه برسد بسوزاند ، و مردم پندارند كه آتش از دهان ( او ) مىسوزد . « 7 » / 184 /
و اگر سندروس ( را ) بكوبند و گل شيرين و شمعى كنند از آن هر گه كه نزديك آتش برند چون شمع « 8 » بيفروزد .
و اگر وزن نيم دانگ سندروس با دانگى صمغ ترنج با ديوانه يا مسحور را دود كنند سود دارد .
كهربا
همه كس پندارند ( كهربا را ) سنگى است ، و صمغى است .
و اگر زن ( آبستن ) كهربا با خود دارد كودك نگاه دارد و هيچ بد به دو نرسد .
هامش
( 1 ) . م : خوردن .
( 2 ) . م : افيان .
( 3 ) . م : ساكن شود .
( 4 ) . م : چكانند .
( 5 ) . م : مقالى ( ؟ ) .
( 6 ) . م : بر .
( 7 ) . م : مىريزد .
( 8 ) . م : همچون شمعى .